• تاريخ: شنبه 8 مرداد 1390

راه کارهای پیش گیری از دین گریزی در جوانان


           

 

عوامل گوناگونی در بروز دین گریزی جوانان نقش دارند كه به طور كلی، به دو دسته تقسیم می شوند:

1ـ عوامل محیطی (اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و...)

2ـ عوامل درون فردی كه از آن ها به عوامل «روان شناختی» تعبیر می شود؛ یعنی قطع نظر از عوامل محیطی، ویژگی های شناختی و عاطفی هر فرد نیز در اقبال و ادبار او نسبت به معارف دینی نقش دارند.بنابراین، برای پیش گیری از دین گریزی باید به جنبه های روانی و ویژگی های شخصیتی افراد، به ویژه جوانان، توجه شود. بدون تردید، نحوه ارائه معارف دینی، به ویژه به نسل جوان بسیار حائز اهمیت است. بنابراین، سؤال اصلی اینجاست كه چگونه می توان معارف دینی را به جوانان عرضه كرد تا ضعف شناختی آن ها نسبت به آموزه های دین تقویت شود و هویّت دینی آن ها به نحو مطلوب شكل یابد؟پاسخ به این سؤال مستلزم چند امر است كه بدون توجه به آن ها، پاسخ گویی دشوار خواهد بود و بدون راه كار مناسب برای آموزش، ارائه آموزه های دینی به جوانان امكان پذیر نیست.

1ـ جوان كیست و چه ویژگی هایی دارد؟ مخاطب شناسی یكی از مهم ترین مسائلی است كه در تعلیم و تربیت باید مدّ نظر داشت. اگر یك سخنران یا هنرمند یا معلم و یا نویسنده مخاطب، بیننده و خواننده خود را نشناسد و نداند مخاطبان او در چه دوره ای از تحوّل شناختی، انگیزشی و توانشی قرار دارد، معلوم نیست مطالب او ـ هرقدر هم ارزشمند، دقیق و علمی باشند ـ مؤثر واقع گردند؛ زیرا مطالبی كه عرضه می كند یا در سطح شناختی مخاطبان نیست و یا تناسبی با نیازهای آن ها ندارد. در نتیجه، مخاطبان انگیزه ای برای فراگیری آن ها ندارند. بنابراین، شناخت مخاطب از لحاظ ویژگی های عاطفی، ذهنی و انگیزشی باید مدّنظر سخنران، نویسنده، هنرمند، واعظ و معلم باشد.

2ـ باید الگوها و روش های آموزشی متناسب با مخاطب را شناسایی كرد. به راستی، از میان روش های موجود، مانند روش تدریس، تبلیغ و مشاوره، كدام روش برای آموزش آموزه های دینی به جوانان كارآمدتر است؟ در پاسخ باید گفت: هر كدام ارتباط شناختی ـ عاطفی بیشتری بتواند با جوان برقرار كند. به عبارت دیگر، عنصر «ارتباط» ـ آن هم ارتباط دو سویه ـ مهم ترین عامل برای انتقال پیام است. انتقال پیام بدون ایجاد ارتباط امكان پذیر نیست. بنابراین، برای جذب جوانان به دین اولا، باید ویژگی های شخصیتی آن ها، اعم از ویژگی های جسمانی، اجتماعی، عاطفی و ذهنی، را بشناسیم؛ ثانیا، از روش یا روش هایی برای انتقال پیام دین به جوانان استفاده كنیم كه بهتر بتوانیم با آن ها ارتباط برقرار كنیم و این ارتباط، هم دو سویه بوده و هم از بار عاطفی بالایی برخوردار باشد.

ویژگی های بدنی، اجتماعی، عاطفی و ذهنی جوان

جوانان از نظر جسمانی به بلوغ كامل رسیده اند و همه توانایی های جسمانی را احراز كرده اند، به گونه ای كه احساس قوّت و قدرت می كنند و از لحاظ اجتماعی دوست دارند شخصیت خود را بروز دهند و به عنوان یك فرد بزرگ سال و مستقل، از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار باشند. جوانان از بُعد عاطفی نیز وضعیت خاصی دارند؛ دوست دارند عواطف خود را بروز دهند و آماده دریافت عواطف دیگران نیز هستند. از این رو، آماده تشكیل زندگی مشتركند و می خواهند زندگی مستقلانه خود را تجربه كنند، از دخالت دیگران در زندگی خود ابراز تنفّر می كنند و از نظر اخلاقی دارای اخلاق «خودپیرو» هستند؛ یعنی اصولی كه خود پذیرفته اند معیار رفتارهای اخلاقی خود قرار می دهند و از تقلید اخلاق «دیگرپیرو» اجتناب می كنند. جوانان در بُعد فكری و ذهنی نیز به بلوغ رسیده اند؛ می توانند استدلال كنند، فرضیه بسازند و خلاصه اینكه به تفكّر انتزاعی دست یافته اند، و در بُعد انگیزشی آن چیزی آن ها را برانگیخته می كند كه پاسخ به نیازهای عاطفی و شناختی آن ها باشد.با توجه به آنچه درباره ویژگی ها و مؤلّفه های شخصیتی جوانان بیان شد، چه راه كارهایی برای جذب آن ها نسبت به آموزه های دین می توان اتخاذ كرد تا هم به شناخت آن ها نسبت به دین عمق بخشد و هم از نظر عاطفی و انگیزشی، آن ها را نسبت به دین متمایل كند؟ به نظر می رسد، بهترین روش برای جذب جوانان و متمایل كردن آن ها به ارزش های دینی، روشی است كه هم عنصر شناخت و هم عنصر عواطف و هم عنصر انگیزش در آن لحاظ شده باشد، علاوه بر این، ارتباط با آن ها ارتباطی دو سویه باشد؛ یعنی به آن ها اجازه سؤال كردن، انتقاد و فرصت فكر كردن و انتخاب داده شود و از تحمیل، تحقیر و تحكّم اجتناب گردد.از میان همه روش های موجود، مانند روش خطابه و سخنرانی و تدریس و مشاوره در قالب بحث های آزاد، اما سازمان یافته، به نظر می رسد روش اخیر ـ یعنی روش مشاوره ـ به سبك «مراجع محور» كارآمدتر و مؤثرتر باشد.

روش مشاوره

در این روش، از همان آغاز رابطه دو طرفه است؛ زیرا در این روش، فرض بر این است كه فرد یا افراد بر اساس نیاز، به مشاور مراجعه می كنند و اگر رابطه دو طرفه نباشد، اساسا فرایند مشاوره تحقق پیدا نمی كند. در این روش، تأثیرپذیری مراجعان متفرّع و مترتّب بر ایجاد رابطه همراه با اعتماد است؛ یعنی تا وقتی مراجع به مشاور خود اعتماد نكند، نیازهای خویش را مطرح نمی كند و رابطه ای بین آن ها به وجود نمی آید. از این رو، در این روش محور اصلی خود مراجعه كننده (جوان) است و بحث و گفت وگو توسط خود مراجع كنترل می شود. در این روش «ارزشیابی» به معنای نمره دادن و نمره گرفتن مطرح نیست و یكی از ویژگی های عمومی این روش آن است كه مراجع بر اساس نیاز به مشاور مراجعه می كند و یك الزام درونی او را به سوی مشاور سوق می دهد، نه الزامات خارجی و تحمیلی.

عناصر روش مشاوره

از آنچه گفته شد، استفاده می شود كه الگوی مشاوره دارای سه عنصر یا سه ركن است. این عناصر هر كدام به یكی از ویژگی ها و مؤلّفه های شخصیتی انسان، به ویژه جوانان، مربوط می شود: یعنی عنصر عاطفی، شناختی و انگیزشی. به دلیل اهمیت این عناصر، به اجمال توضیح داده می شوند:

عنصر عاطفی: همان گونه كه گذشت، اساس شكل گیری گفت وگوهای دینی در قالب مشاوره، بر ایجاد رابطه عاطفی همراه با اعتماد استوار است. مشاور باید بتواند با مراجع خود ارتباط برقرار كند. برای اینكه چنین فضای عاطفی به وجود بیاید، او باید از چهار راه كار استفاده كند. به عبارت دیگر، ایجاد فضای عاطفی مبتنی بر چهار ویژگی است: همدلی، توجه مثبت بدون شرط، صداقت، و گوش دادن فعّال.

همدلی: «همدلی» عبارت است از: توانایی درك تجربه های درونی دیگران و سهیم شدن در آن ها. اگر خود را به جای دیگران بگذاریم، می توانیم به دنیای درونی و تجربه پدیدارشناختی آن ها راه پیدا كنیم.

پذیرش مثبت بدون شرط: مشاور برای اینكه بتواند با مراجع خود ارتباط عاطفی برقرار كند، باید بدون قید و شرط به او احترام بگذارد، صرفا به دلیل اینكه انسان است و از سر نیاز به او مراجعه كرده است. این اصل بر این اساس استوار است كه انسان ماهیتی مثبت دارد و اگر بدون قید و شرط مورد پذیرش قرار گیرد او نیز بهتر و راحت تر پیام را دریافت می كند و بهتر می پذیرد و كمتر مقاومت می كند و اسلام نیز در مقام هدایت و رساندن پیام دین به انسان ها، به این اصل توجه دارد. (لاَ إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ) (بقره: 256) در پذیرش دین هیچ اجباری نیست (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است یا در جای دیگر می فرماید: (إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِرا وَإِمَّا كَفُورا) (انسان: 3) ما راه را به او نشان دادیم خواه شاكر باشد یا ناسپاس.

صداقت: صداقت یا درستی به معنای آگاهی از احساس ها و اندیشه های درونی واقعی خود و توانایی سهیم كردن دیگران در آن هاست. كسانی كه صداقت دارند، تصنّعی یا دفاعی رفتار نمی كنند. در نتیجه، مخاطبان آن ها نیز حالت دفاعی به خود نمی گیرند و آمادگی پذیرش بیشتری پیدا می كنند.

1. گوش دادن فعّال: به معنای انعكاس دادن، تكرار كردن و روشن سازی گفته ها و مقصودهای مراجع است. در انعكاس مطالب، مشاور و راهنما همچون آینه ای نگرش های مراجع را به وی نشان می دهد. گوش دادن فعّال در مشاوره نقش مؤثری در ایجاد ارتباط عاطفی میان مشاور و مراجع دارد.

2. عنصر انگیزشی: انگیزش به عوامل موجود در یك فرد (مانند نیازها، امیال و علایق) اشاره دارد كه رفتار را در جهت یك هدف فعّال می سازند، نگه داری می كنند و سوق می دهند.نیازها، امیال و علایق، كه زیربنای انگیزش در رفتار آدمی هستند، شامل مجموعه نیازهای فیزیولوژیكی و روان شناختی می شوند. در الگوی مشاوره، این نیازها و امیال مورد توجه مشاور قرار می گیرند؛ زیرا بدون توجه به نیازهای مراجع، نمی توان او را راهنمایی و هدایت كرد. این نیازها از نیازهای زیستی شروع می شوند تا نیازهای متعالی مانند زیبایی شناختی، كمال طلبی، عشق و جاودانگی ادامه می یابند.

3. عنصر شناختی: برای اینكه مشاور بتواند وارد دنیای اندیشه ها و تفكرّات مراجع شود، باید به سطح تحوّل شناختی مراجع توجه داشته باشد. عنصر شناختی به این مطلب اشاره دارد كه مشاور باید مطالب خود را به صورت منطقی و منطبق با سطح تحوّل شناختی مراجع تنظیم كند. به عبارت دیگر، مشاوره باید هم به میزان آگاهی و هم سطح توان و استعداد مراجع توجه كند و مشاوره را با توجه به دو نكته مزبور تنظیم نماید تا برای مراجع، هم جذاب باشد و هم قابل استفاده.

به نظر می رسد بهترین روش برای آموزش آموزه های دینی به جوانان، استفاده از الگوی «مشاوره» است؛ چه اینكه این الگو نسبت به الگوهای دیگر مناسب تر و بیشتر قرین موفقیت است. در این الگو به مسائلی توجه شده است كه با روحیات نوجوان و جوان با مؤلّفه های روان شناختی شخصیت آن ها سازگارترند. علاوه بر این، تجربه عملی هم نشان داده است كه این الگو در جوانان بهتر جواب می دهد و سیره عملی پیامبر نیز در آموزش دین به مردم، به ویژه جوانان، مؤیّد این ادعاست. قرآن كریم در توصیف شخصیت پیامبراكرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید: (لَقَدْجَاءكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ)(توبه: 128) هر آینه شما را پیامبری از خودتان آمد كه به رنج افتادنتان بر او گران و دشواراست، به]هدایت[ شمادل بسته است وبه مؤمنان دلسوز و مهربان است.

سیره عملی پیامبر این بود كه با مخاطبان خود از طریق همدلی، پذیرش مثبت بدون شرط، صداقت و گوش دادن فعّال، ابتدا ارتباط عاطفی برقرار می كرد، سپس معارف دین را برایشان بیان می نمود. (لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ) این فراز از آیه قرآن كه می فرماید پیامبر از خود شماست؛ یعنی بسیار به شما نزدیك است؛ شما را خوب درك می كند و اگر رنج كوچكی به شما برسد، برای او بسیار گران است. این نهایت همدلی پیامبر(صلی الله علیه و آله) را نسبت به امّت عموما و نسبت به مردم زمان خودش بخصوص نشان می دهد. علاوه بر این، پیامبر به همه انسان ها احترام می گذاشت، حتی افرادی كه از روی جهالت به او توهین می كردند مورد توجه مثبت بدون شرط آن حضرت قرار می گرفتند. تاریخ زندگی پیامبر سرشار از رفتارهای احترام آمیز پیامبر با مردم است. پیامبر به عیادت افرادی می رفت كه رفتارهای نامناسبی با او داشتند و این پذیرش مثبت بدون شرط بیش از سخنرانی های او موجب می شد مردم جذب اسلام شوند و زمینه ساز هدایت آن ها بود.

صداقت در رفتار، صمیمیت و دل سوزی پیامبر آن قدر زیاد بود كه قرآن می فرماید: (حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ.) (توبه: 128) او نه تنها مردم را دوست می داشت، حتی دل بسته و مشتاق هدایت آن ها بود و برای ایجاد ارتباط عاطفی، سر تا پا گوش بود. آن حضرت آن قدر در گوش دادن به سخنان مراجعان خود، اهتمام می ورزید كه قرآن كریم از او تعبیر به «اُذُن» (گوش) می كند: (یَقولونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَّكُمْ) (توبه: 61) می گویند: او گوش است شنوای سخن هر كسی است بگو: گوش نیكوست برای شما.دقیق گوش كردن مهارتی است كه باید فنون آن را آموخت. این شیوه، در عین آنكه اطلاعات بیشتر به شنونده می دهد، تفاهم متقابل و نتایج ارزنده ای نیز در پی دارد. دقیق گوش كردن، جریان گفت و شنودِ یك طرفه را به كوششی دو جانبه و گروهی تبدیل می كند. به بیان دیگر، دقیق شنیدن نیز مانند بسیاری از فنون ارتباطی یك فرایند دو طرفه است؛ یعنی فقط كافی نیست كه شنونده سراپاگوش باشد و تمام حواس خود را به سخنان گوینده معطوف دارد، بلكه برای اطمینان از درك مطلب، باید استنباط خود را به طور خلاصه به طرف مقابل منتقل كند. گوشِ دل سپردن ارتباط را رضایت بخش می كند و بیشترین تفاهم و همبستگی را نسبت به سایر شیوه های شنیدن پدید می آورد. در حقیقت، دقیق شنیدن این پیام را دربر دارد: «من می خواهم هر آنچه را تو می گویی بشنوم» و خوب به كار بردن این فن مستلزم آن است كه با چشمان خود، حالات و حركات گوینده را زیرنظر بگیرید و پس از استماع دقیق، استنباط خود را از بیانات گوینده به او منتقل كنید. البته مفهوم این سخن آن نیست كه لزوما با سخنان وی موافقید.

ویژگی دیگری كه الگوی مشاوره را كارآمدتر از سایر الگوها می كند این است كه در این الگو، مشاور و راهنما وقتی با مراجع یا مراجعان ارتباط عاطفی عمیق برقرار می كند، زمینه بیان احساسات، نگرش ها و نیازها فراهم می شود. كار مشاور و راهنما این است كه وقتی مراجع احساسات و نیازهای خود را آشكار كرد، او راه صحیح ارضای این نیازها را به او نشان دهد. نیاز به حقیقت طلبی، نیاز به كمال مطلق، نیاز به زیبایی، نیاز به معنویت و به طور كلی، مجموعه این نیازها در قالب نیاز به دین و معارف الهی قابل طرح هستند از جمله نیازهای متعالی انسان می باشند. مشاور در مرحله نخست، مراجع را متوجه مصداق واقعی نیاز به تعالی، كه همان آموزه های دینی است، می كند. وقتی مراجع به این میزان از شناخت رسید كه معارف الهی ـ همانند آب، كه عطش مادی و فیزیولوژیكی او را برطرف می كند ـ عطش معنوی و نیازهای متعالی انسان را ارضا می كنند و تنها راه صحیح ارضای نیازهای متعالی انسان را از مجرای دین و معارف الهی می یابد.در واقع، در الگوی مشاوره به عنصر «انگیزش»، كه بیانگر نیازهای آدمی است، توجه می شود و توجه به نیازها در زمان مناسب فرایند آموزش را برای مربّی و متربّی تسهیل می كند. برای مثال، دانشجوی رشته پزشكی یا رشته فنی ـ مهندسی را در نظر بگیرید كه برای رسیدن به اهدافش، به یادگیری درس هایی احساس نیاز می كند. او تلاش می كند در هر شرایطی با كم ترین امكانات، در بدترین آب و هوا، در كلاس درس حاضر شود تا مطالب موردنیاز را بیاموزد؛ چون احساس نیاز می كند. هدف او این است كه پزشك یا مهندس شود. از این رو، با خود می گوید: «باید این درس ها را در هر شرایطی كه هست بیاموزم.» مربّی دینی نیز باید این احساس نیاز را در مخاطبان خود ایجاد كند. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در آغاز رسالتش، اولین سخنی كه به مردم فرمود این بود: «قولوا لا اله الاّ اللّه تُفلحوا.» فلاح و رستگاری سعادت طلبی یكی از مهم ترین و اصلی ترین گرایش های انسان است.

بنابراین، پیامبر بر این گرایش فطری بشر ـ كه مربوط به بُعد انگیزشی می شود ـ تأكید كرد و سپس مردم را متوجه این حقیقت ساخت كه توحید و یكتاپرستی، كه جوهره دین و اساسی ترین آموزه دینی است، شما را به این خواست فطری و ذاتی می رساند و به آن ها فهماند تنها راه سعادت شما «آموزه های دینی» هستند و خودِ این آموزه ها نیز با فطرت و سرشت شما هماهنگ می باشند؛ چنانكه قرآن كریم نیز به این حقیقت اشاره می كند: (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ) (روم: 30) پس روی خود را به سوی دین یكتاپرستی فرا دار، در حالی كه از هر كیش باطل روی برتافته و حق گرای باشی؛ همان فطرتی كه خدا مردم را بر آن آفریده است. آفرینش خدای ـ فطرت توحید ـ را دگرگونی نیست. این است دین راست و استوار، ولی بیشتر مردم نمی دانند.در واقع، پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) پس از ایجاد ارتباط به عنصر «انگیزشی» در مخاطبان خود توجه كرد و این موجب شد مردم فوج فوج به سمت پیامبر بیایند و از چشمه سار زلال وحی، عطش كویر وجود خود را برطرف سازند و جالب اینكه بیشتر افرادی كه به پیامبر ایمان می آوردند، جوانان بودند. در الگوی مشاوره، علاوه بر توجه به بُعد عاطفی جوانان و همچنین به بُعد انگیزشی آن ها، به سطح شناختی آن ها نیز توجه شده است و این بیانگر این حقیقت است كه مشاور و راهنمای دینی باید به دو نكته توجه داشته باشد:

1. توجه به سطح تحوّل شناختی مخاطب

2. تنظیم آموزه های دینی به گونه ای كه متناسب با توانایی و سطح فهم مخاطب باشد.

در الگوی مشاوره، فرض بر این است كه مخاطب و مراجعان ما جوانان هستند. آن ها در چه سطحی قرار دارند؟ به عبارت دیگر، قدرت درك و تجزیه و تحلیل جوانان در چه سطحی است؟ روان شناسان رشد، به ویژه كسانی كه در زمینه رشدشناختی تحقیقات گسترده ای انجام داده اند، مانند پیاژه، بر این باورند كه جوانان از نظر تحوّل شناختی، در دوره تفكّر انتزاعی و صوری قرار دارند؛ یعنی در استدلال كردن، فرضیه ساختن، توجه به آینده، حلّ مسئله و در نهایت، تجزیه و تحلیل مسائل دقیق هستند، یعنی «به حداكثر كارآیی هوشی رسیده اند.». در این الگو، مشاور و راهنما به سطح شناختی مراجعانش توجه دارد و «آموزه های دینی». را متناسب با میزان فهم و درك آن ها تنظیم می كند. وقتی مطالب متناسب با فهم دانش پژوه و مراجع باشند فرایند یادگیری بهتر تحقق پیدا می كند و آموزش برای فرد لذتبخش می شود. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و سایر انبیا(علیهم السلام) در برخورد با مردم و آشنا كردن آن ها با معارف دین، به بُعد شناختی آن توجه داشتند و مطالب را در سطح فهم مخاطبان بیان می كردند: «اِنّا معاشرَ الانبیاءِ امرنا اَن نتكلَّم النّاسَ علی قدرِ عُقولِهم.» پیامبر فرمود: ما انبیا امر شده ایم كه با مردم در سطح فهمشان سخن بگوییم.

به نظر می رسد، در میان الگوهای موجود ـ تبلیغ، تدریس، تربیت و مشاوره ـ الگوی «مشاوره» برای آموزش و انتقال آموزه های دینی به جوانان از كارآیی بیشتری برخوردار است؛ چه اینكه در این الگو، مشاور و راهنما در مرحله اول، با مراجعان خود، ارتباطی عاطفی همراه با اعتماد متقابل ایجاد می كند. علاوه بر این، به نیازها و تمایلات و گرایش های مخاطب ـ یعنی بُعد انگیزشی او توجه دارد و همچنین سطح شناختی مخاطب نیز مدّ نظر اوست و متناسب با آن ها مطالب ارائه می شوند. این الگو برای جوانان نیز جذّاب است؛ زیرا جوانان در آستانه پیوستن به بزرگ سالی هستند. از این رو، علاقه ها و وابستگی های خود را از خانواده قطع كرده اند و در حال گذار از مرحله وابستگی به استقلال هستند. نیاز عاطفی شدیدی دارند، اما این نیاز را در خانواده جست وجو نمی كنند؛ زیرا با روحیه استقلال طلبی آن ها در تضاد است. بهترین فردی كه می تواند ارتباط عاطفی با او برقرار كند مشاور و راهنمای دلسوز و صمیمی است. در مشاوره، ارتباط دوسویه است و با تفكر استقلال طلبی جوان سازگار. علاوه بر آن، جوان می خواهد ابراز وجود كند؛ نظرات خود را بیان می كند. او دارای «اخلاق خودپیرو» است و از «اخلاق دیگر پیرو» فاصله گرفته است. در نتیجه، از پذیرش بی چون چرای حرف دیگران خودداری می كند، بلكه هر چیزی را فقط با معیارهای پذیرفته شده خودش می سنجد و در آن چهارچوب قبول می كند. از اینكه شنونده محض باشد یا مرید دیگران و همچنین از تقلید كوركورانه از دیگران به شدت گریزان است.از این رو، الگوی «مشاوره» متكلّم وحده نیست، بلكه این مراجع است كه اول سخن گفتن را آغاز می كند و احساسات و نیازهای خود را بیان می دارد و مشاور سعی می نماید كه به حرف های او دقیقا گوش كند، در حالی كه در الگوهای دیگر، چنین فرصتی به راحتی پیش نمی آیند. و خلاصه اینكه همدلی، صمیمیت، دل سوزی و پذیرش مثبت بدون شرط از ویژگی هایی هستند كه بیشتر در الگوی مشاوره وجود دارند و این ویژگی ها، كه متناسب با روحیات جوان هستند، الگوی مشاوره را برتر از سایر الگوها نشان می دهند.

راه كارها و لوازم الگوی مشاوره

1. خوب گوش كردن: در الگوی مشاوره، یكی از مهم ترین عوامل مؤثر «هنر خوب گوش دادن» است. مشاور باید این هنر را با تمرین و ممارست كسب كند. راه كارهای ذیل در كسب مهارت «خوب گوش دادن» مؤثرند:

الف. تعبیر و تفسیر كردن: با استفاده از گنجینه لغات شخصی خود، مطالبی را كه شنیده اید برای گوینده تفسیر كنید تا مطمئن شوید كه سخنان او را درست فهمیده اید.

ب. انعكاس احساسات: وقتی مخاطب یا مراجع شما ناراحت، عصبانی و آشفته حال به نظر می رسد، همدردی خود را به او منعكس كنید. همین طور اگر او از شور و احساسات و هیجانات خوشایندی برخوردار است، آن ها را منعكس كنید.

ج. انعكاس مفاهیم: به طور خلاصه، حقایق و محتوای سخن گوینده را منعكس كنید.

د. تركیب كردن: گوینده ممكن است نكات گوناگونی را بگوید. سعی كنید نكات گوناگون سخنان گوینده را تركیب كرده، در یك جمله به او منعكس كنید.

ه. نشان دادن تصورات ذهنی: تصورات ذهنی خود را با صدای بلند نشان دهید؛ در ذهن خود مجسم كنید كه اگر به جای آن شخص بودید چه احساسی داشتید.

2. كسب اطلاعات روان شناختی و تربیتی: از مهارت های ضروری الگوی مشاوره، «كسب اطلاعات روان شناختی و تربیتی» است. برای كسب این مهارت، كتاب های مربوط به روان شناسی رشد، روان شناسی جوان، و كاربرد روان شناسی در آموزش را مطالعه كنید؛ همچنان كه یك سخنور باید فنون سخنوری را با مطالعه و تمرین كسب كند، یك كارشناس دین نیز، كه می خواهد با الگوی مشاوره پذیرای جوانان باشد و به سؤالات آن ها پاسخ دهد و آموزه های دینی موردنیاز آن ها را آموزش دهد، باید بتواند با جوانان ارتباط عاطفی برقرار كند. نیازهای جوانان و همچنین دغدغه های آن ها را بشناسد و بتواند وارد فضای روان شناختی و دنیای جوانان شود. علاوه بر آن، باید بر آموزه های دینی نیز تسلّط لازم داشته باشد و آن ها را متناسب با سطح شناختی جوانان، به صورت منطقی و معقول بیان كند.آنچه در الگوی مشاوره مطرح شد در واقع، بیان این حقیقت بود كه یكی از بهترین راه كارهای آموزشِ آموزه های دینی به جوانان استفاده از الگوی «مشاوره» است. اما گام های بعدی كه باید برداشته شوند تا به هدف اصلی مقابله با دین گریزی یا پیش گیری از دین گریزی نائل شویم، عبارتند از:

1. تقویت بُعد شناختی جوانان نسبت به آموزه های دینی

2. اصلاح یا تغییر شناخت های قبلی از دین

3. معرفی دین به عنوان برنامه زندگی

4. معرفی دین به عنوان راه منحصر به فرد برای دست یابی به سعادت واقعی

5. معرفی شخصیت های كاملی كه در پرتو آموزه های دینی به تكامل واقعی دست یافته اند.

6. عملیاتی كردن دین در همه ابعاد زندگی

7. معرفی عوامل رهزن كه موجب انحراف می شوند.

علاوه بر این، توجه دادن به نكات ذیل بسیار مفید است:

الف. تفهیم این واقعیت كه معنویت و رابطه با خداوند باید فقط از طریق عمل به آموزه های دینی باشد و این رابطه معنوی با خداوند به روزهای سخت زندگی محدود نمی شود، بلكه تجلّی كامل ارتباط با خدا در همه فراز و نشیب های زندگی قابل مشاهده است. باید به جوان این حقیقت را تفهیم كنیم كه در روزهای خوب زندگی نیز باید به یاد خدا باشیم، تا خداوند در روزهای سخت زندگی ما را تنها نگذارد و به كمك ما بیاید و اگر خدا را در روزهای خوب زندگی فراموش كنیم، در روزهای سخت زندگی نیز او ما را به فراموشی می سپارد.

ب. برای تقویت بُعد انگیزشی جوانان نسبت به دین، آثار ارزنده دین باوری را در جنبه های فردی و اجتماعی برایشان بازگو كنیم تا انگیزه بیشتری برای ارتباط با خدا پیدا كنند و دین را به عنوان گران بهاترین هدیه خداوند به انسان تلقّی كنند.

ج. آنان را به این حقیقت آگاه كنیم كه برخورداری از معارف دینی می تواند بر عوامل باردارنده ای همچون اضطراب ها و استرس های زندگی غلبه نماید و اطمینان و آرامش را جایگزین آن كند. (آیات مربوط به ذكر و یاد خداوند را برای آن ها بیان كنند.)

د. شیوه های صحیح ارتباط با خدا را با استفاده از معارف ناب دینی و سیره عملی دین باوران واقعی ـ یعنی پیشوایان معصوم(علیهم السلام) ـ به آن ها ارائه دهیم؛ شیوه هایی كه هم از طریق عمل و هم از راه عشق می توانند جوان را به حقیقت مطلق واصل نمایند.

ه. به جوانان یادآور شویم كه بهره گیری از آموزه های دینی به آدمی شخصیت، اعتماد به نفس و عزّت نفس می دهد و همه رفتارهای او را در جهت صحیح هدایت می كند و جوان در پرتو چنین هدایتی قادر خواهد بود دیگران را جذب خود كند و به روابط اجتماعی خود تعالی بخشد و یك زندگی اجتماعی موفق را پایه ریزی كند.

و. به جوانان گوشزد شود كه مطالعه زندگی نامه بزرگان دین و سیره اولیای خدا بهترین الگوهای عملی را به آن ها نشان می دهد و با الگو قرار دادن آن ها بهترین شیوه های تقرّب به خدا و حضور در محضر دوست را برای آن ها فراهم می نماید.

ز. به جوانان یادآوری شود كه اگر می خواهند هرچه بیشتر نسبت به گذشته به خالق ازلی نزدیك شوند، رمز آن عمل به واجبات و ترك محرّمات است.

 منبع: نورپورتال

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved