فقط عشق به حسین(ع) برای آنها مانده بود
درحال بارگزاري
  • تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1390

فقط عشق به حسین(ع) برای آنها مانده بود


           

«حجت‌الاسلام والمسلمین لطفعلی سلیمانی» یكی از فعال‌ترین چهره‌های شیعی در آسیای مركزی است. ایشان تحصیلات حوزوی خود را در حوزه علمیه قم گذرانده‌اند و در حال حاضر به عنوان محقق و مبلغ در كشورهای قزاقستان و قرقیزستان به ترویج مكتب اهل بیت علیهم السلام و مدیریت فعالیت‌های تبلیغی شیعیان مشغول‌اند.

ـــ ضمن تشكر  از فرصتی كه در اختیار ما قرار داده‌اید، به عنوان اولین سؤال بفرمایید كه فعالیت‌های شما در این منطقه از كی و به چه صورت آغاز شد؟‌


سلیمانی: ما فعالیت‌های خود را در آسیای مركزی از حدود ده سال پیش آغاز كردیم. در آن زمان من به دروخواست مسؤولین سفارت ایران در بیشكك به قرقیزستان رفته و سپس همراه آنها عازم شهر مركه كه در مرز بین قزاقستان و قرقیزستان قرار دارد شدیم. در آن زمان رفت و آمد بین این دو كشور بدون محدودیت صورت می‌گرفت و حتی ایرانی‌ها هم به راحتی بین این دو كشور رفت و آمد می‌كردند. علت رفتن ما به معركه این بود كه سفارت ایران در قرقیزستان اعلام كرده بود كه ما در آنجا شیعه كشف كرده‌ایم،‌ با وجود اینكه تصور نمی‌شد كه در آنجا شیعه‌ای سكونت داشته باشد. كیفیت كشف شیعیان هم به این صورت بود كه شخصی در شهر مركه به سفارت ایران در «بیشكك» مراجعه كرده و زمان شروع محرم را پرسیده بود و هنگامی كه مسؤولین سفارت از علت این پرسش جویا شدند، آنها خود را شیعه معرفی كرده و گفتند كه هر سال در ماه محرم به عزاداری می‌پردازند و بدینسان كار ما در قرقیزستان و قزاقستان شروع شد.

ـــ‌ اوضاع شیعیان قبل از اینكه فعالیت‌های فرهنگی ـ تبلیغی شما شروع شود به چه صورت بود؟ و در حال حاضر چه پیشرفت‌هایی نسبت به گذشته حاصل شده است؟

سلیمانی: در آن زمان مردم آن منطقه هویت مذهبی خودر ا تحت تأثیر فعالیت‌های نظام كمونیستی شوروی از دست داده بودند. شیعیان نیز با وجود اینكه نسبت به مذهب خود تعصب داشتند و در مجالس اهل سنت شركت نمی‌كردند از این امر مستثنی نبودند. به همین دلیل كار ما در اوایل بسیار سخت بود. نظام كمونیستی شوروی سابق سخت‌گیری خاصی نسبت به علمای دینی و به ویژه علمای شیعه داشت و با آنها به شدت برخورد می‌كرد. به صورتی كه ما در بازدیدی كه از قبرستان یكی از مناطق شیعه نشین داشتیم متوجه شدیم كه بعضی از مدفونین آن قبرستان از علمای شیعه بوده‌اند و حتی تعدادی از آنها در نجف به تحصیل پرداخته بودند. ولی همه این‌ها پس از مرگشان معلوم می‌شد، چون اگر نظام كمونیستی به عالم مذهبی بودن كسی آگاهی می‌یافت او را به وضع فجیعی شكنجه كرده و به قتل می‌رساند. این مسأله و مسائل دیگری از این قبیل باعث شده بود كه شیعیان هویت مذهبی خود را از دست بدهند. تنها سیمی كه آنها را به تشیع و مكتب اهل بیت علیهم السلام وصل می‌كرد، ‌عشق به امام حسن و حضرت ابوالفضل ـ علیهما السلام ـ بود. وقتی ما از علت شیعه بودنشان جویا می‌شدیم، از عشق آنها به امام حسین و حضرت ابوالفضل با خبر می‌شدیم. اغلب آنها حتی نام پیامبر(ص) و سایر امامان علیهم السلام را نمی‌دانستند و افراد انگشت‌شماری قادر به خواندن نماز بودند. شدت این دوری از مذهب به صورتی بود كه روحانی آنها كه در بیشكك زندگی می‌كرد فقط قادر به خواندن سورۀ‌ حمد، آن هم به صورت ناقص بود. همان مقدار كم را هم نه از روی خط عربی، بلكه از روی خط كریل كه خودشان نوشته بودند می‌خواند.

در هر صورت این وضعیتی بود كه ما با آن مواجه بودیم و كار ما را هم بسیار سخت می‌كرد. ولی امروز بحمدالله نقش دین در زندگی شیعیان به حدی پررنگ شده است كه مراسم مذهبی و مجالس عزاداری آنجا چیزی كم از ایران ندارد.

ـــ فرمودید كه محور فعالیت‌های شیعیان در میان دو كشور مسجد است. اگر ممكن است راجع به تعداد، پراكندگی وفعالیت‌هایی كه در آنجا صورت می‌گیرد توضیح بفرمایید.

سلیمانی: در مناطق فراوانی از این دو كشور مسجد داریم. از جمله دو مسجد در آلماآتا، دو مسجد در بیشكك و چندین مسجد دیگر در سایر شهرهای این دو كشور. همه این مساجد به صورت رسمی ثبت شده‌اند و از طرف حكومت مجوز رسمی برای فعالیت دارند. هر كدام از این مساجد به عنوان محلی برای انجام مراسم و مجالس دینی شناخته نمی‌شود بلكه مؤسسه‌ای فرهنگی است و اختیارات وسیعی دارد. به عنوان مثال قادر به احداث مدرسه و دانشگاه و انتشار روزنامه و مجله است. این مساجد در تمام اعیاد و ایام عزاداری مراسم دارند و مطلبی كه ما سعی كردیم در بین مردم رواج بدهیم و الحمدلله موفق هم شدیم این بود كه اولاً‌ مسجد مركز شیعه است، مركز محبان اهل بیت علیهم السلام است و به هیچ كسی انتساب ندارد، ‌لذا اجازه ندادیم كه گروهی مسجد را به خود منسوب كنند. ثانیاً‌ اینكه مسجد از آن مردم است و بقای آن وابسته به بومی شدن آن در بین مردم است. همانطور كه بومی شدن فرهنگ عاشورا موجب بقای آن شده است. ما در برنامه‌ها و مراسم موجود در مسجد هم سعی می‌كنیم كه این تعلق مسجد به مردم را نشان بدهیم. مثلاً ‌اوقات عزاداری را بین شیعیان كشورهای مختلف به طور مساوی تقسیم می‌كنیم تا هر كدام از آنها به زبان خودشان به عزاداری بپردازند. همه آنها هم معتقدند كه مسجد از آن خودشان است.

ما سعی می‌كنیم كه چنین ذهنیتی در بین مردم ایجاد نشود كه مسجد فقط جای عزاداری و گریه است. به همین دلیل به مردم پیشنهاد می‌كنیم كه مراسم خواندن عقد و ازدواج فرزندانشان را در مساجد برگزار كنند. تا كنون صدها مراسم خواندن عقد ازدواج با شكوه ویژه‌ای برگزار شده است، به طوری كه خود عروس و داماد هم اقرار می‌كنند كه بهترین لحظات عمرشان را در مسجد گذرانده‌اند. علاوه بر مسجد، مجالس دینی فراوانی هم در خانه‌های مردم برگزار می‌ كنیم و مردم هم واقعاً تشنه آموزه‌های دینی و معارف اهل بیت علیهم السلام هستند.

ـــ‌ رابطۀ‌ شما با مسؤولین دولتی و پیروان سایر ادیان و مذاهب،‌ به ویژه اهل سنت به چه صورت است؟

سلیمانی: به فضل الهی ارتباطی بسیار صمیمی و دوستانه با مسؤولین منطقه داریم و سعی می‌كنیم كه در مسیری كه مقام معظم رهبری بارها به آن اشاره كرده‌اند حركت كنیم. در مورد رابطه ما با اهل سنت هم باید خدمتتان عرض كنم كه ما در كنار ساماندهی اوضاع شیعیان، ‌توجه فراوانی هم به داشتن رابطه‌ای صمیمی با اهل سنت و مسؤولین مذهبی این دو كشور داریم. تأكید ما هم بر این است كه كار سیاسی نداریم و فعالیت‌هایمان فرهنگی است. علت ایجاد رابطه مسالمت آمیز با پیروان سایر مذاهب هم این است كه بتوانیم بنا به فرمایش مقام معظم رهبری معارف اهل بیت علیهم السلام را به آنها ارائه كنیم.

به طور واضح‌تر باید عرض كنم كه فاصله‌ بین مردم و علما با كتب اهل سنت را از بین ببریم، چون اهل بیت علیهم السلام حتی در كتب آنها هم مورد ستایش و تمجید قرار گرفته‌اند. ما با از بین بردن این فاصله میدان را برای معاندان اهل بیت علیهم السلام خالی نمی‌‌كنیم و به آنها اجازۀ‌ فعالیت نمی‌دهیم. لذا رابطه‌ای صمیمی با اهل سنت ایجاد كرده‌ایم و دست در دست هم دانشگاه رسول اكرم(ص) را احداث كرده و مجله نورالاسلام را منتشر كرده‌ایم كتب زیادی را هم ترجمه و در میان آنها منتشر كرده‌ایم كه از میان آنها می‌توانم به تفسیر نور حجت الاسلام قرائتی اشاره كنم. در جلسات آنها هم حضور فعال داریم و در تصمیماتی كه گرفته می‌شود با هم مشاركت و همكاری داریم. خلاصه اینكه رابطه ما با روحانیون و مفتی‌های اهل سنت دوستانه است و با حرف و عمل خود به آنها نشان داده‌ایم كه خیر خواهیم و قصد دوستی و برادری با آنها را داریم.

ـــ‌ شیعیان در مسیر فعالیت‌هایشان در این دو كشور با چه مشكلاتی مواجه هستند؟

سلیمانی: ما در طول این سال‌ها با مشكلات فراوانی مواجه شده‌ایم. بزرگترین مشكلی كه با آن مواجهیم و همین مشكل باعث شده كه فرصت‌هایی بسیار طلایی را از دست بدهیم، این است كه در این طرف (ایران) ستاد منسجم و جامع از همه جهت، چه از جهت فكری، چه از جهت مالی و چه از حیث برنامه‌ریزی و حمایت نیروهای موجود د رمنطقه وجود ندارد. سازمان‌های متعددی داریم كه خود را متولی این كارها می‌دانند ولی همه آنها ناقصند و هر كدامشان در ابعاد مختلفی ضعف دارند.

از نظر ما كارهای مربوط به ترویج فرهنگ اهل بیت علیهم السلام باید در یك ستاد جامعی متمركز شود. به عنوان مثال،‌ اگر قرار است نیروهایی به كشورهای مختلف اعزام شود،‌باید به صورت متمركز و هماهنگ و از یك ارگان خاص اعزام شوند. همانطور كه مقام معظم رهبری فرموده‌اند،‌ باید برنامه‌ریزی كرده و مشخص كنیم كه به چه هدف و نقطه‌ای باید برسیم. سپس متناسب با آن به چینش نیرو پرداخته و اقدامات لازم را انجام دهیم. متأسفانه این امر تا كنون محقق نشده است.

به عنوان مثال در رابطه با این دو كشور (قزاقستان و قرقیزستان) كه محدودۀ‌ فعالیت ماست، با وجود رفت و آمدها و گفتگوهای فراوانی كه با مسؤولان مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام داشته‌ایم هیچ كمكی دریافت نكرده‌ایم، جز فرش مسجد بیشكك كه آن هم قصه درازی دارد. این فرش مثل یك نخ یك كیلویی بود كه در تهران به ما دادند و تا برسد به بیشكك تبدیل به یك نخ صد گرمی شد. و این واقعاً‌ جای تأمل دارد. یعنی آن فرشی كه قولش به ما داده شده بود با آن فرشی كه در بیشكك تحویل گرفتیم تفاوت بسیاری داشت. حالا در این میان چه اتفاقی افتاده است،‌ این خودش یك فاجعه است. ما در مورد همین مسأله هم اطلاع رسانی كردیم ولی نتیجه‌ای نگرفتیم. در حالی كه شیعیان ساكن آن منطقه مصادیق بارز یتیم آل محمد(ص) هستند. اگر قرار بود كه مجمع به یاری شیعیان بشتابد، این مناطق، مناطق اورژانسی بود. مثل یك مریض اورژانسی كه با مریض عادی فرق دارد و باید نسبت به درمانش سریع‌تر اقدام شود. البته باید بگویم كه من قصد ندارم شخص یا سازمانی را متهم كنم، بلكه اعتراض ما نسبت به ساختار و نظام ناهماهنگ است، به اینكه ما ستادی كه كارهایش تعریف شده و در همه جوانب فعالیت داشته باشد نداریم. شاید مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام در بعضی مناطق فعالیت‌های بسیار قابل توجهی هم داشته باشد ولی انگشت‌شمار و موردی است و اگر پیگیر علت این موفقیت‌ها باشیم،‌ منشأ آن را در تلاش‌های یك یا چند نفر خواهیم یافت. منظورم این است كه ساختار و سییتم این نتیجه را حاصل نكرده است. ما نیاز به نظام هماهنگی داریم كه حتی در صورت تغییر نیروها هم متوقف نشود و نیروی بعدی كاملاً بداند كه باید كار را از كجا شروع بكند.

مدتی پیش اسامی تعدادی از فعالان شیعی در قزاقستان و قرقیزستان را به مسؤولین مربوط در مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام دادم تا برای شركت در جلسات مجمع دعوت شوند،‌ولی فقط برای تعدادی از آنها دعوتنامه رسید هنگامی كه جویای علت شدیم،‌ فهمیدیم كه مسؤولان قسمت مربوطه تغییر كرده و مسؤولان جدید كه اسامی را نداشتند،‌ دوباره از منبعی دیگر پرس و جو كرده و تعداد كمی از اسامی را به دست آورده‌اند. آنها در برابر سؤالات من گفتند ما اصلاً شما را نمی‌‍‌شناسیم و این اسامی را هم از شخص دیگری گرفته‌ایم.

چرا باید كارها را از صفر شروع كرد و از آنجایی كه باقی مانده،‌ ادامه نداد؟ واقعاً باعث تعجب من است كه ما پس از مدتها هنوز از الفبای مدیریت و تصمیم‌گیری بی‌اطلاعیم. این ناهماهگی تأثیرات بسیار اسفناكی در خارج از كشور دارد و گاهی به آبروریزی منجر می‌شود. مثلاً‌ فرض كنید كه من از طرف یك سازمان اعزام شده‌ام و شخص دیگری هم از یك سازمان دیگری اعزام شده است،‌ در موارد متعددی هم وظایفمان مشترك است. یك نفر را هم به عنوان رئیس دانشگاه اسلامی داریم كه هم من می‌خواهم با او رابطه داشته باشم و هم او. برای من اتفاق افتاده كه چنین شخصی برای از صحنه خارج كردن من متوسل به دروغ و تهمت و بسیاری از نقشه‌های دیگر شده است تا بتواند چهرۀ زشتی از من برای رئیس دانشگاه اسلامی ترسیم كند، به صورتی كه حتی موجب تعجب رئیس دانشگاه شده بود و او از من پرسید كه مگر شما از چند سازمان اعزام شده‌اید؟

ببینید! همۀ اینها برمی‌گردد به همان ساختار نامنظم. این سیستم باید جراحی شود. در این میان افراد زیادی هم از بی‌نظمی حاكم سود می‌برند. هم از من می گیرند و هم از او و برای هیچ كسی هم كاری انجام نمی‌دهند. به عنوان مثال عرض می كنم نه صدایی از من بلند می شود و نه از او. چون همه مراقب موقعیت خودند و این واقعاً‌ در شأن ما نیست.

باید امور مربوط به ترویج مكتب اهل بیت علیهم السلام در این مجمع متمركز شود و من مطمئنم كه اگر این اتفاق بیفتد، قطعاً‌ شاهد تحولی عظیم خواهیم بود. فاصله ما با دیگران از نظر حضور فرهنگی در جهان بسیار زیاد است و اگر هم موفقیتی را شاهد بوده‌ایم به دلیل عنایات اهل بیت علیهم السلام تلاش‌های عده ای به صورت شخصی بوده است. اگر این اقدامات تحت نظر سیستمی منسجم انجام می شد قطعاً شاهد بازدهی ده‌هابرابری می‌شدیم.

مشكل دیگری كه بسیاری از فعالان شیعه در سرار جهان با آن مواجهند، مشكل مالی است. بسیاری از این افراد از استطاعت مالی برخوردار نیستند. سازمان‌های ایرانی هم در ابتدای كار به آنها كمك می‌كنند ولی این كمك‌ها غالباً ادامه نمی‌یابد و قطع می‌شود. در رابطه با این مسأله به نظرم مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام می‌تواند با ایجاد امكان فعالیت اقتصادی برای مؤسسات خارج از كشور و كمك به آنها در ایجاد رابطه بازرگانی با ایران، آنها را به خودكفایی برساند. البته حرف‌های من بسیار كلی است و حتماً باید روی این مسأله فكر شده و برنامه‌ریزی شود.

ــــ به عنوان آخرین سؤال نظرتان در رابطه با نحوه برگزاری چهارمین جلسۀ مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام و محتوای سخنرانی‌های ایراد شده هم بفرمایید.

سلیمانی: سخنرانی كه طبعاً چیزی لازم و ضروری برای چنین جلساتی است ولی اینكه چنین سخنرانی‌هایی یك گردهمایی با این همه هزینه انجام شود،‌ چندان مطلوب نیست. از طرف دیگر سخنرانی‌هایی كه انجام شد غالباً سطحی بوده و مطلب خاص ارزشمند چندانی نداشت. به اعتقاد من ارزش ندارد كه برای چنین سخنرانی‌هایی،‌ جلسه‌ای با این همه هزینه تشكیل شود.

اگر نظام و ساختار ما اصلاح شود این مشكلات هم برطرف خواهد شد. باید اتاق فكری باشد كه در آن كارشناسان به اولویت‌بندی نیازها و جهت‌دهی جلسات بپردازند. البته باید این را هم اضافه كنم كه طبیعت كار انسان این است كه ضعف‌ها و كاستی‌هایی داشته باشد ولی این مقداری كه اینجا مشاهده می‌كنیم اصلاً قابل قبول نیست.

اگر امكان داشت كه یك سری جلسات آموزشی فشرده برگزار شود، در آن صورت در موضوعاتی مثل نحوۀ مدیریت كارهای فرهنگی،‌ مدیریت در تبلیغ، مدیریت در راه‌اندازی و ادارۀ مسجد، البته با توجه به شرایط هر منطقه، می‌توان آموزش داد. چنین رشته‌هایی در حال حاضر تبدیل به رشته‌های دانشگاهی شده و دشمنان ما نسبت به آن اهتمام فراوانی دارند.

البته همین جلساتی هم كه ایجاد شد فی‌ نفسه مفید بود ولی تناسب زیادی با این جمع و نیازهای افراد شركت كننده نداشت. نیاز اورژانسی آنها چیز دیگری است. به عنوان مثال یكی از مسائلی كه باید به آن زیا پرداخته شود،‌ نوع تعامل با اهل سنت است. بسیاری از شركت كنندگان در زمینۀ نوع تعامل با آنها نیاز به راهنمایی و آموزش دارند. این خودش واقعاً یك نوع مدیریت است كه اگر شخصی به آن آگاه نباشد می‌تواند فاجعه بیافریند.


منبع: خبرگزاری ابنا

 

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved