• تاريخ: سه شنبه 29 شهريور 1390

سید حیدر آملی


           
آرامگاه میر حیدر آملیمیلاد خجسته

علامه سید حیدر آملی سال 720 هجری قمری و در خانواده‌ای از سادات علوی شهر آمل، نوزادی متولد شد. برکات این مولود چنان بود که پرتو انوار الهی از وجودش بدرخشید و محفل عرفا و حکمای شیعه را نورانی کرد.

نام حیدر را برای او برگزیدند تا از همان کودکی با عشق مولایش پرورش یابد و بعدها نیز آستان مقدس آن حضرت را محل خلوت ریاضت و عبادت خود قرار دهد و پیوسته از محضر آن امام همام کسب فیض کند. نسب سید حیدر آملی به بیست و چهار واسطه به امام سجاد علیه‌السلام  می‌رسد. از این رو، وی پیوسته به خود می‌بالد و لحظه لحظه‌ی عمر شریفش را در راه آموختن معارف اجداد طاهرینش صرف می‌کند. این دلدادگی به ائمة معصومین علیهم‌السلام چنان بود که استاد عالی قدرش فخر‌المحققین او را «زین‌العابدین ثانی‌» لقب داد.

شهرستان آمل واقع در میان جنگل مازندران طرفین رودخانه‌ی هزار قرار گرفته است. مردم این سرزمین در طول تاریخ مدافع اهل بیت پیامبر علیهم‌السلام  و از شیعیان راستین بوده‌اند و هیچ‌گاه تسلیم امویان و عباسیان نشدند. ساكنان آمل از دیرباز با شور و شوق خاصی علاقه‌ی خود را به امامان شیعه و فرزندان آنها نشان داده‌اند آنان در سال 250 ه.ق. با «حسن بن زید» بیعت نموده و به یاری او «دولت علوی» را در این شهر تأسیس كردند.

در سده‌های بعد نیز حامی و دوست‌دار حكومت‌های شیعی چون زیدیان، آل‌بویه و مرعشیان بودند و همدوش دیلمیان برضد حكومت‌های ظالم به مبارزه پرداختند.

تحصیلات

عشق وصف‌ناپذیر عارف وارسته سید حیدر آملی به دانش اجداد طاهرینش او را برآن داشت ا از كودكی در محضر پدر به تحصیل علوم دینی مشغول شود.

وی مدت بیست سال بدون وقفه با مسافرت به شهرهای متعدد ایران (به غیر از آمل،‌ به شهرهای استرآباد، خراسان، اصفهان و گرگان) به فراگیری علوم پرداخت، به طوری كه خود در این باره می‌نویسد: «من از اوایل جوانی بلكه از كودكی تا امروز كه ایام كهولت را می‌گذرانم با توجه به عنایت الهی و توفیقات او همواره در تحصیل عقاید اجداد طاهرینم كه همان ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام  هستند، كوشا بوده‌ام و به شناخت راه و روش آنها و عقاید و معارف آنها چه به حسب ظاهر كه مخصوص شیعه‌ی امامیه است و چه به حسب باطن كه روش طایفه‌ی صوفیه است، پرداخته‌ام و همواره در راه موافقت این دو روش و جمع و اتحاد آن، كوشش داشته‌ام تا به مقام استقامت رسیده‌ام در حالی كه این قول اهل یقین بر زبانم جاری بوده است. «الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما كنا لنهتدی لولا ان هدانا الله»

اساتید

سید حیدر آملی ابتدا تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوارش شروع كرد و در اصفهان از محضر دانشمندان بزرگی چون نور‌الدین طهرانی استفاده برد سپس به عراق مسافرت كرد و در آنجا به حوزه‌ی پررونق حله راه یافت. از جمله‌ی اساتید وی در حوزه‌ی حله می‌توان به نام این شخصیت‌ها اشاره كرد:

1- محمد بن جمال‌الدین حسن بن یوسف حلی ملقب به «فخر المحققین» وی میراث‌دار علوم پدر بزرگوارش علامه‌ی حلی است. سید حیدر آملی نزد فخر‌المحققین علوم و فنونی چون فقه، تفسیر و كلام را گذراند. مقام سید حیدر نزد این استاد فرزانه چنان است كه او را «زین‌العابدین ثانی» لقب می‌دهد و مقام وی را نزدیك به معصومین می‌ستاید و او را تالی معصومین (علیهم‌السلام) می‌داند.

2- علی‌بن محمد بن علی كاشانی معروف به «حلی». وی كه سرآمد حكما و فقهای عصرش بوده همواره در بغداد و حله به افاده‌ی علوم دینی و معارف یقینی اشتعال داشته است.

سید حیدر آملی در كتاب «جامع‌الاسرار» در مقام نقل اعترافات ارباب استدلال به عجز و ناتوانی از وصول به مرتبه‌ی تحقیق، یادآوری می‌كند كه: این سخن را بارها از عالم حكیم فاضل نصیر‌الدین كاشی شنیدم كه می‌فرمود:

«نهایت آنچه در مدت هشتاد سال دانسته‌ام همین قدر است كه دانستم این مصنوع، محتاج به صانعی می‌باشد و با وجود این، یقین پیرزنان كوفه از من بیشتر است. پس بر شما است كه اعمال صالحه به جای آورید و طریقه‌ی ائمه‌ی معصومین (علیهم‌السلام) را از دست ندهید. هرچه غیر از این است هوا و هوس است و برگشت آن، حسرت و ندامت خواهد بود.»

3- عبدالرحمن بن احمد القدسی. سید آملی بسیاری از متون عرفانی را نزد این عارف بزرگ خوانده است و از او اجازه نامه دارد. او در این اجازه به تیز‌فهمی و دقت سید حیدر آملی اشاره دارد و می‌گوید: «استفاده‌ی من از سید حیدر بیشتر از افاده‌ی من به او بود!»

4- صدر‌الدین تركه اصفهانی، وی صاحب رساله‌ای به نام «رسالة فی‌الوجود المطلق» است.

5- حسن بن حمزه هاشمی، وی از مشایخ روایی سید حیدر بوده است و سید حیدر در كتاب «كشكول فیما جری علی آل الرسول(علیهم‌السلام) از او روایت نقل كرده است.

هجرت

وی بعد از گذشت اولین دوره‌ی مسافرت‌های علمی، به زادگاهش آمل برمی‌گردد و چند سالی در خدمت سلطان فخرالدوله به راهنمایی و ارشاد مشغول می‌شود و نزد او به وزارت می‌رسد. در این زمان سید از مواهب زندگی مادی و معنوی برخوردار است اما افرادی چون سیدحیدر با آن مناعت طبع و روح بلند هیچ‌گاه تن به تعلقات پست دنیوی نخواهند داد. لذا خیلی زود به پوچی و فساد این موقعیت پی می‌برد و این‌بار از سر آگاهی بیشتر و با تجارب گرانقدر‌تر دنیا را ترك می‌گوید و در سایه‌ی توجهات الهی متوجه می‌شود كه برای تكمیل دانش معنوی‌اش باید دل از وطن مألوف بركند و دست به هجرت الی‌الله بزند. او خود در مورد این دوران می‌نویسد: «دیدم از حق و حقیقت منحرف شده‌ام، پس پنهانی با خداوند به مناجات پرداختم و رهایی از آن را خواستار شدم و میل و شوق به ترك دنیا و كناره‌گیری از آن در درونم حاصل شد. فهمیدم رهایی از دنیا با همراهی و مصاحبت با پادشاهان و یاران و دوستان و ماندن در وطن مألوف میسر نمی‌گردد.»

این تحول روحی سبب گردید تا مال و منال دنیا و زن و فرزند واقوام را رها كند و به زیارت عتبات عالیات عراق و خانه‌ی خدا بشتابد. در سر راه از اصفهان كه در گذشته مدتی در آنجا اقامت داشته، می‌گذرد ولی این بار جز با عارفان كامل به دیدار كسی نمی‌رود و گویا آنچه را قبلا در این شهر وشهرهای دیگر ایران فراگرفته كنار می‌‌گذارد و به عرفان روی می‌آورد. و در همه‌جا با اهل فتوت پیمان مودت می‌بندد. در این زمان در اصفهان شیفته‌ی عارف بزرگ «شیخ نور‌الدین طهرانی» می‌گردد و به دست او خرقه می‌پوشد و این عارف سوخته جان ذكر را به او تلقین می‌كند.

اما آنچه سیدحیدر را وادار به هجرت از زادگاهش كرده، تنها فراگیری علوم نیست. لذا بیش از یك ماه نزد شیخ نور‌الدین نمی‌ماند. با این‌كه به گفته‌ی خود در این مدت، معارف زیادی نزد این عارف عالی‌‌قدر می‌آموزد و عطش او را نسبت به فیض‌بری و توسل و توجه به مشاهد شریفه‌ی ائمه‌ی معصوم (علیهم‌السلام) شدت و فزونی می‌بخشد. پس به زیارت این قبور شریف می‌شتابد و سپس حج انجام داده و به شوق دیدار مرقد شریف نبی‌اكرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و ائمه‌ی بقیع راهی مدینه‌‌ی منوره می‌شود.


وی گرچه قصد مجاورت داشته است اما وضعیت مزاجی به او این اجازه را نمی‌دهد و دوباره به نجف اشرف بر‌می‌‌‌گردد و در آنجا رحل اقامت می‌افكند تا این بار همراه با امدادهای اولیاء الهی درمحضر عالمان بزرگی چون فخر‌المحققین (فرزند علامه‌ی حلی) به خوشه‌چینی مشغول شود. سید حیدر آملی نزد فخر‌المحققین كتاب‌های: «جوامع الجامع فی تفسیر القرآن» و «شرایع الاسلام» و «مناهج‌الیقین» و «تهذیب‌الاحكام» و «نهج‌البلاغه» و شرح آن از میثم‌ بن بحرانی را می‌خواند. به گونه‌ای كه استادش در اجازه‌ای كه برای او نوشته گواهی می‌دهد كه: «این كتب را به تمام و كامل و در اوج مرتبه‌ی تحقیق نزد من قرائت كرده است»

همچنین در محضر عارف كامل عبدالرحمن بن احمد القدسی به خواندن كتاب‌های «منازل‌السائرین» و «فصوص‌الحكم» و شروح آن می‌پردازد

به این ترتیب سید حیدر آملی جامع علوم منقول و معقول می‌گردد و در سایه‌ی توجهات و عنایات حق‌تعالی و آستانه‌ی مقدس ائمه‌ی معصوم (علیهم‌السلام) اكثر كتب عرفانی و رموز و اسرار آن برایش كشف شده و بر آنها شروح و حواشی می‌نویسد. وی در این زمان به نوشتن مهم‌تری آثارش یعنی تفسیر «محیط‌الاعظم» و «نص‌النصوص» توفیق می‌یابد.

البته علوم و دانش سیدحیدر منحصر به آنچه نوشته است نمی‌باشد. به طوری كه خود بعد از نقل دو اجازه‌ای كه از فخر‌المحققین و عبد‌الرحمن بن احمد قدسی گرفته است، می‌گوید:

«خلاصه‌ی وصول و كشف من از علوم الهی منحصر به آنچه گفتم نیست. بل وصول من به علوم اهل بیت مقدم بر سلوكم می‌باشد. زیرا من از محبوبین درگاه الهی هستم و وصول محبوب مقدم بر سلوكش می‌باشد. مانند انبیا و اولیاء و تابعین و پیروان آنها كه از روی صداقت راه آنها را دنبال می‌كنند.»

 
 
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved