منشورات معاونت امور فرهنگی

درگذشت مترجم برجسته آثار شیعی و استاد زبان فارسی دانشگاه‌های پاکستان

پنج شنبه, 23 آذر 1396

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ دکتر «سید علی‌رضا نقوی» استاد برجسته دانشگاه‌های پاکستان، شامگاه یک‌شنبه 19 آذر 1396 به دیار باقی شتافت.

این شخصیت برجسته که بیش از ده سال از عمر خود را در ایران گذرانده و پیوسته با مراکز فرهنگی و علمی کشورمان در ارتباط بود، پس از عمری خدمت‌گزاری صادقانه، در پاکستان درگذشت.

دکتر سید علی‌رضا نقوی، دانشمند برجسته و فرهیخته پاکستانی در سال 1933 میلادی (1311 شمسی) در یکی از شهرهای ایالت اوترپرادش هند به‌دنیا آمد و همراه با استقلال پاکستان به این کشور مهاجرت نمود.

او تا روزهای آخر حیات ترویج مکتب حیات‌بخش اهل بیت(ع) و تمدن ایران را وجهه همت مردانه خود قرار داده بود.

از این شخصیت کتاب‌های بسیاری به بازار تفکر اسلام ناب تقدیم گردید که از جمله آن‌ها ترجمه "تحریر الوسیله" حضرت امام خمینی(ره) به زبان انگلیسی، ترجمه "اقتصاد ما" از شهید آیت الله سید محمدباقر صدر(ره) به همان زبان می‌باشد.

در عرصه توسعه فرهنگ ایران اسلامی نیز ترجمه "الآثار الباقیة" ابوریحان بیرونی به زبان اردو و ترجمه "پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران" به آن زبان، از ایشان به یادگار مانده است.

مرحوم دکتر نقوی دوبار در ایران برنده بهترین کتاب سال گردید، در مرتبه اول پایان‌نامه دکترای زبان و ادبیات فارسی او از دانشگاه تهران، تحت عنوان "تذکره فارسی‌نویسان شبه قاره هند" در سال 1344 (جایزه سلطنتی) و دومین بار فرهنگ سه زبانه فارسی ـ اردو ـ انگلیسی او با نام «فرهنگ جامع» در سال 1391 به دریاقت جایزه کتاب سال مفتخر گردید.

مجموعه گرانسنگ "حقوق شخصیه شیعه" اثر فاخری است که 1000 سال فقه شیعه ــ از شیخ مفید(ره) تا حضرت امام خمینی(ره) ــ را مرور کرده و در قالب گزاره‌های حقوقی در چهار جلد به زبان انگلیسی تدوین نموده است.

این مجموعه کتاب به همت مجمع جهانی اهل بیت(ع) منتشر شده و برای آشنا ساختن محافل آکادمیک جهان با فقه و حقوق متعالی تشیع، نقش قابل توجهی را بر عهده گرفته است.

سرانجام این دانشمند وارسته که بدون ادعا سالیان طولانی به دفاع از سنگرهای عقیدتی و فرهنگی ایران زمین در کشور خود شهرت داشت، در سن 84 سالگی در حالی که به ورزش روزانه خود مشغول بود، به آرامی غروب کرد.

پیکر او بعدازظهر روز دوشنبه 20 آذرماه در حومه شهر لاهور پاکستان به خاک سپرده شد و مراکز علمی و دینی را داغدار نمود.

 

چاپ ۱۱ منشور توسط مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در آستانه اربعین

یکشنبه, 14 آبان 1396

 معاونت فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت(ع) به مناسبت فرا رسیدن اربعین حسینی، تعداد 11 عنوان بروشور را به زبان عربی در موضوعات مختلف برای زائرین اربعین تهیه و منتشر کرد.

منشورهای مجمع جهانی اهل بیت(ع) در خصوص موضوعاتی همچون نقش مرجعیت در اجتماع، عفاف و حجاب، درس های نهضت حسینی، زیارت اربعین، انتظار، فتنه طائفه ای، ادعای ارتباط با امام زمان(عج) و سیره حیات حضرت زینب(س) است. این منشورها در طول مسیر زیارت اربعین بین زائرین پخش می شود.

عناوین این بروشورها به شرح زیر است:

ـــ دروس وعبر من کربلا الحسین (علیه السلام)
ـــ السیدة زینب الکبری(علیها السلام)؛ رمز المقاومة الباسلة
ـــ المرجعیة ودورها الریادی فی حرکة الواقع الاجتماعی
ـــ العفاف؛ زکاة الجمال
ـــ والله لا تمحو ذکرنا؛ مهرجان الاربعین نموذجا
ـــ زیارة الاربعین؛ منهج ارتقاء وتکامل وانتصار
ـــ الانتظار؛ مبدأ و مفهوم حضاری
ـــ الفتنة الطائفیة؛ الآثار-الأسباب- العلاج
ـــ الاختلاط بین الجنسین؛ المخاطر و العلاج
ـــ الامام المهدي المنتظر(عج) ومزاعم الاتصال به
ـــ أبعاد الثورة الحسینیة ودلالاتها

گفت و گو با دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت (ع) با محوریت علل قیام حضرت سیدالشهداء(ع)

حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی، کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام با اشاره به واقعه جانگداز عاشورا اظهار کرد: جریان عاشورا، شهادت امام حسین (ع) و حادثه ای که در سال 61 هجری در کربلا اتفاق افتاد و به واقعه طف معروف شد به دلیل محاصره سیدالشهداء (ع) و اهل بیت آن حضرت از سوی سپاه شام است که در نهایت منجر به درگیری و شهادت سیدالشهداء (ع) و بیش از هفتاد و دو تن از شخصیت های وارسته، پاک و اهل بیت پیامبر (ص) شد.

دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت(ع) ادامه داد: این واقعه جانسوز در تاریخ اهمیت بسیاری دارد و اکنون که بیش از هزار و سیصد و هفتاد سال از آن می گذرد همچنان زنده است. در معارف دینی ما سفارش شده است که این حادثه را مهم برشمارید و مهم بدانید و برایش سوگوار باشد. آن حادثه و قیام را بررسی کنید و به زیارت امام حسین (ع) بروید و بی تفاوت نباشید. حسین بن علی (ع) را بشناسید که او چه کسی بود و چرا این قیام و واقعه رخ داد؟!.

این پژوهشگر در ادامه به برخی عبارات و جملاتی که در سوگواری ها از آن استفاده می شود اشاره کرد و گفت: عبارت «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»، در واقع یک شعار است. این عبارت (صرف نظر از نداشتن سند) حکایت از اهمیت واقعه عاشورا دارد و اینکه به اندازه ای آن روز جانگداز اهمیت داشته است که بگوییم هر روزی عاشورا و هر زمینی، زمین کربلاست.

وی در ادامه افزود: در آن واقعه حسین بن علی (ع) به همراه تعدادی، حدود 100 نفر از اهل بیت، اصحاب و یاران خود در سرزمین کربلا محاصره شدند و توسط دشمنی جنایت کار که به هیچ یک از مبانی دینی اعتقاد نداشت و حرمت نسل پیامبر (ع) را رعایت نمی کرد به فجیع ترین شکل به شهادت رسیدند. اگر هر روز این واقعه نقل شود هرگز برای شنونده کهنه نیست و نخواهد شد پس می توانیم هر روز را عاشورا بنامیم.

حجت الاسلام جعفری فراهانی با اشاره به زمان وقوع واقعه کربلا اظهار کرد: این جریان در ایام پاییز بوده است، زمانی که آن منطقه اوج گرما را دارد. چراکه پاییز آن سرزمین گرمای سوزان تابستان را دارد. پاییز عراق مثل تابستان ایران است، لذا این منطقه از وضعیت خاصی برخوردار بوده و شدت عطش و گرسنگی بر مردم فشار می آورده است. به خصوص برای کودکان و زنان که ساختار بدنی ضعیف تری دارند. در آن شرایط و اوج گرما آب را بر امام و اهل بیت اش و اصحاب حضرت بستند و آنها را اینگونه با قساوت به شهادت رساندند.

وی در ادامه در پاسخ به این به پرسش که چرا امام حسین(ع) با وجود اطلاع از وقایع کربلا باز هم قیام کرد، گفت: محققان و علمای دین درباره این مساله دلائل و تحلیل های مختلفی را مطرح کرده اند که از جمله آنها می توانیم به علل سیاسی، تاریخی، اجتماعی اشاره داشته باشیم.

این محقق تاریخ تصریح کرد: برای تشریح این نکته به مساله صلح امام حسن (ع) اشاره می کنم. سیدالشهداء (ع) به دلیل صلح اجباری که معاویه با برادرشان انجام داد تا زمانی که آن حاکم ملعون زنده بود همچون برادرشان در صلح بودند. البته آن صلح تحمیلی و اجباری بود. معاویه با چهره ظاهر الصلاح جلو آمد و تعهد داد به اینکه من به بسیاری از مسایل عمل می کنم و از جمله به مردم ظلم و ستم نمی کنم، به اهل بیت پیامبر (ص) ستم نمی کنم، بیت المال را درست تقسیم کنم و ...، در نتیجه امام حسن (ع) مجبور شد با معاویه به دلیل اینکه یاران وفادار و مناسبی در اختیار نداشت صلح کند. حتی برخی اصحاب امام حسن (ع) بعدها دشمن ایشان شدند و نیروهای حضرت یکی پس از دیگری فریفته می شدند در نتیجه حضرت مجبور به این صلح شد و امام حسین (ع) نیز تا زمانی که معاویه زنده بود بر این صلح باقی ماند.

این پژوهشگر بیان کرد: تا قبل از شهادت امام حسن (ع) همواره یاران حضرت سوال می کردند که معاویه این همه ظلم انجام می دهد چرا قیام نمی کنید که حضرت می فرمود: با او صلح کرده ایم، بعد از شهادت امام حسن (ع) و تا زمانی که معاویه زنده بود، سیدالشهداء (ع) نیز بر این صلح باقی ماند. اما بعد از آن در سال 60 هجری که معاویه مُرد، شرایط تفاوت کرد. دیگر عهد و پیمانی در کار نبود. امام حسین (ع) با بررسی وضعیت جامعه و جهان اسلام، بر خود تکلیف دید که قیام کند.

حجت الاسلام جعفری فراهانی ادامه داد: پس از مرگ معاویه، پیکی از سوی یزید به مدینه آمد و حاکم مدینه نیز از طرف یزید نزد امام حسین(ع) برای بیعت رفت. امام(ع) فرمود باید بررسی کنم و در روزهای بعد جواب می دهم. البته برخی بزرگان و مسلمین ساکن در مدینه نیز با یزید بیعت کردند اما امام حسین(ع) پاسخ اش را داد و آن پاسخ منفی بود چراکه حضرت سیدالشهداء (ع) دیدند بیعت با یزید پشت پا زدن به تمامی معارف دینی است.

خورجین خورجین برای امام حسین (ع) نامه بیعت از کوفه آمد

وی تصریح کرد: در نتیجه امام حسین (ع) با یزید بیعت نکردند و از مدینه خارج و به سمت مکه رفتند و با مسلمانان دیدار کردند. ضمن اینکه پیک های متعددی از کوفه به سوی امام حسین (ع) آمدند و هزاران نامه به حضرت رسید که از ظلم و ستم بنی امیه و یزید به ستوه آمده بودند. آمده است که خورجین خورجین برای سیدالشهداء (ع) از کوفه با این مضامین نامه آمده بود که اگر به منطقه ما (کوفه) بیایی با تو بیعت می کنیم.

این پژوهشگر در ادامه افزود: لذا امام هجرت کرد و به مکه آمد و برای اطمینان خاطر جناب مسلم را به کوفه فرستاد تا وضعیت را بررسی کند و پس از خبر او مبنی بر اینکه مردم راست می گویند و با شما همراه هستند امام هجرت کرد. اما بعد از مدتی کوتاه عبیدالله حاکم کوفه، مسلم را دستگیر و به فجیع ترین شکل شهید کرد و این در حالی بود که امام حسین (ع) از مکه حرکت کرده بود و اطلاعی از شهادت مسلم نداشت.

حجت الاسلام جعفری فراهانی ادامه داد: بنابراین امام حسین (ع) با توجه به شرایط یاد شده و علل دیگر نهضت را آغاز کرد که در اینجا به برخی از این دلایل اشاره می کنم؛ اولا پایان یافتن صلح امام حسن (ع) و حادثه مرگ معاویه. دوم درخواست یزید به بیعت و نپذیرفتن امام حسین (ع)، سومین مورد اعلام وفاداری مردم کوفه. و چهارمین دلیل اینکه امام حسین (ع) بر اساس دستورات خدا در قرآن و روایات جدش رسول خدا و پدر و برادر(علیهم السلام) موظف بودند در این زمان خاص فریضه امر به معروف و نهی از منکر را احیا کنند در جملات و خطبه های امام حسین (ع) بعد از خروج از مدینه موارد متعددی آمده است. از جمله اینکه ما از خاندانی هستیم که پاک و پاکیزه ایم و دستمان را در دست بیعت با فاسدان نمی گذاریم. سيد الشهداء (ع‏) در پاسخ برخي از افراد سپاه کوفه که از او مي‏خواستند گردن به حکومت و فرمان يزيد بنهد تا سالم بماند، فرمود: «الا و ان الدعي بن الدعي قد ركز بين اثنتين بين السلة و الذلة و هيهات مناالذلة. يأبي الله تعالي ذلك لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و طهرت ... آگاه باشيد كه زنازاده ي پسر زنازاده، مرا بين دو چيز قرار داده است؛ كشته شدن يا تسليم شدن با ذلت و خواري، ليكن ذلت از ما دور است، خدا راضي نيست كه ما ذليلانه تسليم شويم و پيغمبر خدا، مؤمنان و دامنهاي پاك و پاكيزه اي كه در آن پرورش يافته ايم و آن مرداني كه از تن دادن به زيربار ستم منزه اند، راضي نيستند كه ما اطاعت افراد پست را بر قتلگاه كريمان و بزرگواران برگزينيم». همچنین در جای دیگر فرمودند: «... انّی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، انّما خرجت لطلب الاصلاح فی اُمّة جدی، ارید ان آمُرَ بالمعروف و اَنهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدّی و ابی علیّ بن ابی طالب علیه السلام ...» که من برای اصلاح امت جدم و امر و به معروف و نهی از منکر ... قیام کردم.

این پژوهشگر تاریخ اسلام با بیان اینکه وضعیت جامعه مسلمین به شدت متزلزل بود و از سوی دیگر ظلم و فساد بیداد می کرد افزود: در نتیجه امام حسین (ع) قیام کردند و چاره ای جز قیام هم نداشتند. برخی می گویند شاید حضرت می توانست به طریقی دیگر عمل کند و جلو این فاجعه را بگیرد اما در جواب می گوییم که امام حسین (ع) به جز قیام و نهضت در برابر یزید فاسد و فاجر راهی نداشت و این قیام به گونه ای شد که دشمن جنایتکار به فجیع ترین و زشت ترین حالت با خاندان پیامبر (ص) برخورد کرد و دست به جنایاتی در حق آل الله زد که زبان از بیان آن به شرم آید. بخش هایی از رفتارهای وحشیانه سپاهیان و جنگجویان شام در برابر نیروهای امام حسین (ع) در کتب مقاتل نقل شده است.

حجت الاسلام جعفری فراهانی در ادامه به استراتژی دفاعی امام حسین (ع) و یاران اش در واقعه کربلا در برابر دشمن اشاره کرد و گفت: حضرت به بهترین شکل وضعیت را مدیریت کردند و با کمترین امکانات مادی و بالاترین امکانات معنوی در میدان جنگ علیه باطل جنگیدند و نهایتا با عزت و افتخار شهادت را پذیرفتند. امام (ع) در برابر سپاه یزید می جنگند، سختی ها را تحمل می کنند، دشواری ها را تحمل می کند و نهایتا مظلومانه به شهادت می رسند.

فلسفه عزاداری ها، سیاه پوشی و گریستن

وی در بخش دیگری از مباحث خود به فلسفه عزاداری، سیاه پوشی و گریستن در عزای اباعبدالله الحسین (ع) اشاره کرد و گفت: اولا عزاداری و سیاه پوشی یکی از دستوراتی است که در معارف دینی داریم و با وجود اینکه فلسفه قیام حضرت را در ایام محرم بیان می کنیم وظیفه داریم که به عزاداری بپردازیم. اگر شیعیان در طول ایام محرم به ویژه 10 روز نخست عزاداری های متعددی دارند علت آن است که می خواهند به این حادثه توجه کنند و از خودشان نشانی از دین داری و پیرو اهل بیت بودن را نشان دهند. چراکه این حادثه به اندازه ای فجیع بود که هرچه قدر از آن بگوییم کم گفته ایم. از سوی دیگر اعلام انزجار از ظلم و ستم علت دیگری است که شیعه در این ایام به عزاداری سیدالشهداء (ع) می پردازد.

وی تصریح کرد: خداوند در آیه 23 سوره شوری فرمود «... قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ» ... بگو به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نيستم مگر دوستى در باره خويشاوندان و هر كس نيكى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد] براى او در ثواب آن خواهيم افزود. قطعا خدا آمرزنده و قدرشناس است. بر اساس این آیه، عزاداری های برای خاندان پیامبر(ص) به ویژه در ایام محرم و صفر، توجه نشان دادن و اعلام مودت و محبت به خاندان رسول خدا (ص) است.

ایشان ادامه داد: همچنین که سیاه پوشی در دین اسلام، دستوراتی دارد، در میان ملل و مذاهب مختلف نیز سیاه پوشی حالت عزا و غم را یادآور می شود. در دستورات دینی ما نیز آمده است که در ایام شادی معمولا لباس های سفید یا رنگی به تن می کردند ولی وقتی حادثه ای رخ می داد عمدتا مشکی و سیاه می پوشیدند. بنابراین رنگ سیاه بیانگر اظهار حزن و اندوه است، همچنین ائمه (ع) فرمودند که برای امام حسین (ع) حتی خود را به حال تباکی (تضرع و حزن) در آورید، بنابراین شیعه در ایام شادی اهل بیت (ع) خوشحال و در ایام عزای آنان اندوهگین است و این امر نشان از علاقه مسلمانان و شیعیان به خاندان رسول الله (ص) است. در این باره کتابی به خامه استاد محقق مرحوم ابوالحسنی منذر با عنوان «سیاه پوشی در سوگ ائمه نور (ع)» منتشر شده که خواندن آن را به عموم علاقه مندان توصیه می کنم.

طبق دستورات شرعی عزاداری کنیم

این پژوهشگر با بیان اینکه باید در عزاداری ها طبق دستورات دین عمل کنیم، افزود: مهمترین عزاداری همان حالت حزن و اندوه و گریستن است. غیر از این برخی کارها نظیر قمه زنی (تطبیر)، زنجیر زدن با زنجیرهایی که تیغ دارند و به بدن آسیب می رسانند اصلا توجیه شرعی ندارد. این موارد به بدن اسیب زده و آن را خون الود می کند. ما از دست زدن به خون که نجس است نهی شده ایم بعد چه طور است که برخی می آیند و اینگونه خیابان و اماکن را به نام عزاداری با خون آلود می کنند؟!.

بر اساس شأن اهل بیت (ع) عزاداری کنیم، عزاداری باید جایگاه و شأن حضرات معصومین (ع) را حفظ کند

وی افزود: برخی صدای بلندگوها را تا پاسی از شب در بالاترین حد نگاه می داند، برخی روضه هایی می خوانند که بیشتر سبک های سرودهای شاد دارد و در شأن مجلس عزا نیست. این موارد نه تنها عزاداری نیست که بزرگداشت مقام ائمه (ع) نیز محسوب نمی شود. از نظر من باید به عزاداری صحیح، خواندن زیارت عاشورا و اعمالی که در مفاتیح الجنان و دیگر کتب معتبر آمده بسنده کنیم.

این پژوهشگر در پایان یادآور شد: از جمله کتابهای معتبری که چند سالی است با تلاش استاد و محقق تاریخ اسلام و تشیع آیت الله محمدهادی یوسفی غروی منتشر شده کتاب مقتل ابومخنف با عنوان «وقعة الطف لأبی مخنف» می باشد که ترجمه فارسی، انگلیسی، ترکی، هوسا . اردوی آن نیز در داخل و خارج کشور چاپ شده است.

شماره جدید مجله‌ "نوای علم" از سوی معاونت امور فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت(ع) منتشر شد

شماره 24 فصلنامه "نوای علم" به زبان اردو منتشر شد.

اين مجله که از سوی معاونت امور فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت(ع) در کشمیر هندوستان (جامو و کشمیر) منتشر می شود، دارای مشخصات زیر است:

نام مجله: نوای علم
نام مجله در زبان اصلی: نوائی علم
زبان: اردو
صاحب امتياز: مجمع جهانی اهل بیت(ع)
مدیر مسئول: سید مختار حسین جعفری
سردبیر: سید افتخار علی جعفری
ترتيب انتشار: فصلنامه
شماره مسلسل: 24
تاریخ: بهار 2017 م. (1396 ش.)
تعداد صفحات: 68
محل انتشار: جامو و کشمیر
سایت: www.ahl-ul-bayt.org
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

navaye-elm.jpg


* مهمترین عناوین این شماره:

ــ ویژگی‌های ارتش علوی/ آیت الله جوادی آملی
ــ نقد منصفانه وهابیت به وسیله استاد دانشگاه الازهر/ شیخ دکتر سامی العساله
ــ جشن ولادت امام حسین علیه‌السلام در مصر/ سید هادی خسروشاهی
ــ تفسیر سوره کوثر/ محسن قرایتی
ــ مصحف فاطمه زهرا از دیدگاه ایمه طاهرین/ سید مختار حسین جعفری
ــ اسلام و دنیای آینده/ آیت الله جوادی آملی
ــ نگرشی به حمله آل سعود به یمن
ــ پیشرفت تکنولوژی و علوم در ایران پس از اتقلاب اسلامی

گفت و گو با دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام

دوشنبه, 29 خرداد 1396

«هیچ گاه در اسلام غیر از این مورد که دشمن خدا و دشمنان مسلمین بترسند، اجازه ارهاب داده نشده است. اسلام هرگز اجازه کشتار جمعی و فردی را نمی دهد. آنچه که اشاره شد برای دفاع و پیشگیری از جنایت و ایجاد خوف وحشت در میان دشمنان خداست  آن هم دشمنانی که احتمال حمله آنان به مسلمانان می رود نه همه کفار و مذاهبی که از سوی آنان خطر حمله وجود ندارد.»

این جملات بخش هایی از سخنان و نقطه نظرات حجت الاسلام «عباس جعفری فراهانی»، دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام است که در ایام شهادت مولای متقیان(ع) در گفتگویی بیان کرده است. به عبارت دیگر، با توجه به جریانات اخیر تروریستی در تهران توسط گروه تروریستی داعش که شباهت بسیاری به سلف خود یعنی خوارج دوران امیرالمومنین(ع) دارد، این کارشناس فرق و مذاهب اسلامی در ذیل، مسئله ترور در اسلام و همچنین ترور حضرت امیر(ع) از سوی خوارج را تحلیل کرده است:

ـ اسلام نسبت به مساله ترور چه دیدگاهی دارد و ضربه های تاریخی که به اسلام و جامعه اسلامی ناشی از ترور وارد شده چیست؟

موضوع «ترور» واژه جدیدی است  که در لغت و ادبیات عرب به آن «اغتیال» می گویند. البته واژه«فتک» هم استفاده می شود. در قرآن واژه «ارهاب» به کار رفته است. اغتیال در لغت عربی به معنای پنهانی و به شکلی کشتن که مقتول با خبر نشود در نتیجه یک نوع ایجاد ظلم و ستم است. لذا وحشت ایجاد کردن یا حمله ناگهانی، در معنای فارسی همان «ترور» می شود. ترور (فتک و اغتیال) بر خلاف چیزی است که در قرآن مطرح شده است. خداوند در آیه 90 سوره نحل می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» (در حقیقت ‏خداوند به دادگرى و نیکوکارى فرمان می دهد).

اما مقابل واژه «اغتیال» بیشتر قصاص و اجرای حدود شرعی مانند اعدام و به صورت عادلانه به کار می برد. عدل به معنای کار میزان، درست و بر اساس منطق و دلیل است. در آیه 60 سوره مبارکه انفال آمده: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّاللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ»؛ و هرچه در توان دارید از نیرو و اسب هاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید».

ـ با توجه به این اشارات نسبت به واژه ترور و اغتیال، باید ویژگی هایش را بشناسیم.

اولین ویژگی ترور یا اغتیال آن است که به صورت پنهانی و یا ناگهانی و از روش و ابزار خشونت آمیز و وحشت ناک مثل شمشیر، سلاح برنده و اسلحه استفاده می شود. در قدیم بیشتر همین شمشیر و کارد بوده است و سلاح هایی که برای قصابی به کار می رفته، در ترور از سلاح ارهاب آمیز استفاده می شود، در قدیم الایام از شمشیر و اکنون از سلاح های روز مثل کلت، تفنگ و بمب استفاده می شود.

ویژگی دیگر ترور آن است که بدون دستور و حکم قانونی انجام می شود. سومین خصوصیت ترور ظالمانه بودن آن است. بر خلاف دستور قرآن که می فرماید: «به عدل و احسان و عمل کنید»، ترور بر خلاف عدل و انصاف عمل می کند.

هراس آلود بودن، وحشت انگیز بودن و همراه با خونریزی بودن ویژگی دیگر ترور است و تمام این موارد بدون آگاهی طرف مقابل است، مثلا در ایام قدیم فردی در منزل اش خواب بوده است و ناگاه و مخفیانه به او حمله و او را ترور می کردند. یا در مسیر در حال حرکت بوده است و فردی از دیگر معابر به او حمله می کرده و او را از بین می برده است. امروز نیز همان است اما با سلاح های دیگری اقدام به ترور افراد می کنند. این موارد مصداق عمل ظالمانه تروریستی است.

البته اینکه خداوند در آیه 60 سوره انفال می فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ»؛ و هر چه در توان دارید از نیرو و اسب هاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى را جز ایشان که شما نمى ‏شناسیدشان و خدا آنان را مى ‏شناسد بترسانید و هر چیزى در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده مى ‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت»، اشاره به رفتار و رویکرد سپاه پیامبر(ص) نسبت به کفار و مشرکین صدر اسلام است.

خداوند در این آیه اشاره به ایجاد ارعاب می کند، یعنی به گونه ای رفتار شود که کفار فقط بترسند و این به علت ترساندن دشمن خداست. پس هیچ گاه در اسلام غیر از این مورد که دشمن خدا و دشمنان مسلمین بترسند، اجازه ارهاب داده نشده است. اسلام هرگز اجازه کشتار جمعی و فردی را نمی دهد و این آیه شریفه هم فقط برای دفاع و پیشگیری و ایجاد خوف وحشت در میان دشمنان خداست. آن هم دشمنانی که احتمال حمله آنان به مسلمانان می رود نه همه کفار و مذاهبی که از سوی آنان خطر حمله وجود ندارد.

پس جمع بندی این است که ترور یا ارهاب در عربی، در اسلام اجازه داده نشده و بر خلاف مواضع دین است. دستور خداوند بر اجرای احکام شرعی و حدود الهی مانند قصاص و اعدام و مراعات عدل و انصاف است مگر آنکه دشمنان بخواهند دست به سلاح ببرند. تنها جایی که اجازه داده شده که از ترور استفاده شود، ایجاد ترس برای دشمنان و با هدف پیش گیری است.

ـ درباره رعب و ارهاب چطور؟ آیا اسلام در این باره نیز نظر خاصی دارد؟

واژه دیگری هم در تعالیم دینی و مباحث قرآنی به نام «رعب» داریم. این واژه عربی است و در آیات قرآنی نیز اشاراتی به آن شده است. مثل آیه 151 سوره مبارکه آل عمران که می فرماید: «سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَکُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِینَ»؛ به زودى در دل هاى کسانى که کفر ورزیده‏ اند بیم خواهیم افکند زیرا چیزى را با خدا شریک گردانیده‏ اند که بر حقانیت آن، خدا دلیلى نازل نکرده است و جایگاهشان آتش است و جایگاه ستمگران چه بد است.

همچنین آیه 12 سوره مبارکه انفال نیز مصداق دیگری از واژه رعب است. خداوند در این آیه می فرماید: «إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى الْمَلَائِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ»؛ هنگامى که پروردگارت به فرشتگان وحى مى ‏کرد که من با شما هستم پس کسانى را که ایمان آورده ‏اند ثابت‏ قدم بدارید به زودى در دل کافران وحشت‏ خواهم افکند پس فراز گردنها را بزنید و همه سرانگشتانشان را قلم کنید.
البته آیات دیگری نیز در مصداق واژه رعب وجود دارند. واژه ای که در لغت فارسی به معنای وحشت و دلهره ایجاد کردن است.

در این دو آیه که اشاره داشتم در مورد فلسفه و علت به کارگیری رعب سخن به میان آمده است. در آیه 151 سوره آل عمران اشاره به این می شود که خداوند به دلیل اینکه مشرک شده اند در دل شان ترس می افکند.

بنابراین واژه رعب اگر قرآن کریم و مباحث اسلامی  به کار رفته باشد در برابر دشمنان و کفار است. مفسران و دانشمندان اسلامی گفته اند که رعب امر الهی است. خداوند اجازه نداده که در جامعه اسلامی رعب و وحشت ایجاد شود.

سیره پیامبر(ص) و سلف صالح و اولیای الهی هرگز این رفتار رعب آمیز نبوده است. ما در تاریخ جنگ های پیامبر(ص) و سیره اصحاب، هرگز چنین مساله ای را نداشته ایم و اگر در جامعه اسلامی رعب و وحشت ایجاد شد از ناحیه  شاهان و امرای غیر دینی منحرف و غاصب امثال معاویة بن ابی سفیان و دیگر کارگزاران فاسد او بوده است.

چنان که زمانی که لشکر و نیروهای او در جنگ صفّین داشتند از مسلمانان شکست می خوردند معاویه به لشکریان اش اجازه ترور و رعب و وحشت داد. اجازه آتش زدن خانه ها، غارت اموال مردم و ایجاد رعب میان سپاهیان امیرالمومنین امام علی(ع) را داد.

چیزی که در اسلام مشروعیت دارد همان جِهاد و دفاع است و در مبانی دینی خداوند اجازه دفاع را داده است. آیات متعددی در مورد جهاد در قرآن آمده است که به معنای دفاع از جان و مال و اموال مردم است. جهاد برای پیشگیری از کشتار مردم مومن و مسلمان و برای حفظ جان و مال و ناموس انجام می شود.

جهاد ابتدایی مواد اندکی در تاریخ اسلام داریم و این جهاد به امر پیامبر(ص) برای دعوت کفار به اسلام هست که اگر پذیرفتند و مسلمان شدند یک بحث دارد. اما اگر مسلمان نشدند جزیه می پردازند و اگر دست به سلاح بردند و خواستند مقابله و مقاتله کنند اسلام اجازه داده است که با آنها جنگ شود. چون دست به سلاح برده اند و به قصد خونریزی وارد جنگ و نبرد با پیامبر(ص) و مسلمانان شده اند.

ـ در تاریخ اسلام این نوع ترور را در رفتار و عملکرد گروه هایی چون خوارج هم شاهد هستیم. شهادت حضرت امیر(ع) نیز به دست ابن ملجم که خود از خوارج بود، در واقع یک ترور و جنایت بود. در این رابطه توضیح بفرمایید.

واقعه شهادت جانگدار حضرت امام علیّ بن ابی طالب(ع) ماجرایی داشت که به جنگ نهروان باز می گردد.

می دانیم به طور کلی سه جنگ برای حضرت امیر(ع) پیش آمد که پیامبر(ص) آنها را پیشگویی کرده و فرموده بودند که مخالفان با تو جنگ و مقاتله می کنند. ناکثین، قاسطین و مارقین. این سه گروه فتنه افکنان جامعه اسلامی در زمان امیرالمومنین(ع) بودند.

ناکثین همان عهدشکنان(معاویه، طلحه، زبیر، عایشه) بودند که جنگ جمل را ایجاد کردند. قاسطین مردم جاهل شام به رهبری معاویه بودند. آنها کسانی بودند که می خواستند همه امکانات و ریاست جامعه اسلامی در اختیار آنان باشد، آنان جنگ صفّین را راه انداختند.

گروه سوم مارقین هستند. به تعبیر دیگر آنان از دین خارج شدگان و «خوارج» بودند و جنگ نهروان را به راه انداختند. طبق آماری که ارایه شده در ابتدا لشکر خوارج و مارقین تا بیست هزار نفر بوده اند. قبل از جنگ امام علی(ع) با آنها صحبت کرد، خطبه خواند و پیک فرستاد. تعدادی آگاه شدند و برگشتند اما بخش قابل توجهی حدود چهار هزار نفر بر عقیده نادرست و انحرافی خود باقی ماندند و در شوال سال 37 هجری جنگ شروع شد.

علت اصلی جنگ این بود که آنها می گفتند چون امیرالمومنین امام علی(ع)، حکمیت را پذیرفت و با سپاه شام صلح کرد، کافر شده است و باید کشته شود؟  این حکم نسبت دادن کفر به یکی از شایسته ترین اصحاب پیامبر(ص) یعنی علی بن ابی طالب(ع) که اولین بار در تاریخ اسلام و همین مقطع مطرح شد، بسیار حرف غلط، اشتباه و سخن ناروایی است و هرگز در منطق قرآن و سیره و سنت پیامبر(ص) وجود نداشته است!

از سوی دیگر متهم کردن مسلمانان به کفر، تکفیر کردن یا لقب کفر به مسلمان دادن بسیار خطا و اشتباه است و سیره و سنت پیامبر(ص) این مساله را به شدت رد می کند.

در اسلام قوانین و دستوراتی داریم که هر کسی مسلمان شد و اسلام آورد، جان و مال و ناموس او باید محفوظ بماند و در روایاتی داریم که همیشه پرهیز کنید از اینکه نسبت های ناروا به مومنان بدهید و همواره اعمال و رفتاری که برایتان شبهه ایجاد کند بر احسن آن حمل کنید. ما دستور داریم که مسلمانان باید اینگونه باشد که اگر حتی برایتان شبهه ای ایجاد شد بر احسن حمل کنند.

متاسفانه «مارقین» یعنی، همان کج فهمان، همان منحرفان و خارج شدگان از دین هستند که با خیره سری و تندخویی و جمود فکری آمدند و امام علی(ع) و صحابه پیامبر(ص)، را به کفر متهم کردند. در حالی که امیرالمومنین امام علی(ع) در بین مردان در صدر اسلام اولین مسلمان بود و آیات فراوانی از  قرآن در شأن و مقام ایشان نازل شده است.

بنابراین، در جنگ نهروان اول حضرت امیر(ع) خطبه خواند و به آنان آگاهی داد ولی وقتی که آنان بر انحراف خودشان اصرار کردند، حضرت(ع) تصمیم به جنگ گرفتند. خوارج، رعب و وحشت را در میان یاران امام علی(ع) و در اطراف کوفه ایجاد کرده و در نهروان جمع شدند و حضرت امیر(ع) برای خاموش کردن این فتنه و از بین بردن آن و برای آنکه آیندگان بفهمند که جریان از چه قرار بود با آنان برخورد کردند.

نقل شده است که یکی از یاران امیرالمومنین امام علی(ع) به نام «عبدالله بن خبّاب» با همسرش سوار بر الاغی در حال عبور بودند. از او سوال کردند که نظر تو در مورد رفتارهای علی(ع) چیست؟ او که از یاران حضرت امیر(ع) بود از حضرت امیر(ع) حمایت کرد و آنان خودش، همسرش و جنین داخل رحم همسرش را بی رحمانه کشتند!

آنان بدلیل اینکه عبدالله بن خباب از حضرت علی(ع) حمایت کرده بود او را متهم به کفر کردند. لذا حضرت امیر(ع) طی این جنگ، با کمک نیروهای خود که حدود چهارده هزار نفر بودند تمامی این نیروهای منحرف و لجوج را از دم تیغ گذراند و به درک واصل کرد.

ـ در صورت سکوت حضرت امیر(ع) مقابل آنان چه عواقبی دامن گیر مسلمین و اسلام می شد؟

اگر فتنه و شر این خوارج و نهروانیان از بین نمی رفت مفاسد و مشکلات فراوانی در جامعه اسلامی ایجاد می شد که همین حادثه شهادت ترورگونه مولی الموحدین و امیر المومنین علیه السلام توسط همین گروه منحرف انجام شد. از میان خوارج 10 نفر توانستند فرار کنند که عبدالرحمن بن ملجم مرادی یکی از آنها بود. سه نفر از آنها بعدها تصمیم به ترور و قتل حضرت امیر(ع) می گیرند. آنها به دنبال ترور امام علی(ع)، معاویه و عمروعاص بودند. این تصمیم به ترور از وقایع انحرافی بود که در اسلام ایجاد شد. گفته می شود معاویه و عمروعاص مطلع شدند و آنها را با وعده و زر خریدند اما ابن ملجم بر تصمیم خود باقی ماند و در کوفه پنهان شد و در نوزدهم ماه رمضان سال 40 هجری، تصمیم به ترور خلیفه مسلمانان و انسان کامل و بی نظیر و شایسته گرفتند و در 19 ماه رمضان در هنگام نماز صبح در مسجد کوفه بر حضرت(ع) شمشیر کشید و ضربتی زد و حضرت در 21 ماه رمضان همان سال به شهادت رسید.

بنابراین، اولین ترور و جنایت وحشت ناک در تاریخ اسلام از سوی خوارج نهروان بود که از مبانی دینی منحرف شده بودند و تصمیم به قتل خلیفه شرعی مسلمین، گرفتند. از آن سال تا به امروز مسلمین جهان و پیروان اهل بیت(ع) در هر ماه رمضان با این واقعه رو به رو می شوند و به یاد آن اتفاق ناروا بر دشمنان و خوارج گمراه با زبان روزه لعن و نفرین می فرستند.

در پایان عرض می کنم که مومنان و مسلمانان باید با اعتصام به حبل الله و با شناخت و آگاهی دقیق و عمیق به مبانی قرآن و سنت رسول خدا(ص) و اصحاب واقعی ایشان، توطئه های دشمنان را بشناسند و از افکار تند، افراطی و اعمال خشونت آمیز دوری کنند. رفتار افراطی و خشونت آمیزی که خوارج صدر اسلام مرتکب شدند.

متاسفانه در قرون گذشته از جمله قرن هفتم و دوازدهم اینگونه افکار از طریق شیوخ ساده لوح و گمراهی مانند ابن بربهاری بغدادی، ابن تیمیه حرانی، ابن کثیر دمشقی، ابن قیم جوزی و محمدبن عبدالوهاب نجدی(موسس وهابیت تکفیری) مطرح شد و چه خشونت ها و حوادت غمناک و مصیبت باری بر جهان اسلام پیش آمد که انسان از شنیدن و بیان آنها شرم می کند.

در ادامه این اشتباهات خوارج صدر اسلام و وهابیت معاصر، متاسفانه در چند سال اخیر گروه های تکفیری و خشونت طلب و افراطی در افغانستان و عراق و سوریه و لبنان و لیبی و مصر و مناطق دیگر پدیدار شدند که همان افکار و رفتار و کردار را از خود نشان دادند و چه ظلم ها و جنایاتی مانند قتل عام بی گناهان از زن و مرد و کودک و نوجوان و هتک نوامیس آنان با شیوه های وحشیانه مرتکب شدند و می شوند. امیدواریم بیدار شوند و بیش از این ادامه ندهند و با توبه به دامن اسلام برگردند و بیش از این جنایت نکنند که قطعا سود آن را دشمنان اسلام و مسلمین که همان آمریکا و صهیونسیم، هستند می برند.

کتاب "ابن سکیت اهوازی؛ شهید ولایت" منتشر شد

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ کتاب «ابن سکیّت دورقی اهوازی؛ شهید ولایت» به همت دفتر نمایندگی مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در استان خوزستان منتشر شد.

 

این کتاب به قلم «عبدالکاظم علی نژاد» پژوهشگر و مورخ خوزستانی است که آن را در دو مقدمه، دو فصل و یک ضمیمه سامان داده است.

 

در فصل اول با عنوان آشنایی با سابقه تاریخی و فرهنگی «دورق» زادگاه «ابن سکیت» آشنایی کوتاهی با منطقه شادگان در استان خوزستان آورده شده است. این منطقه از سرزمین های تاریخی و زیستگاه فرهنگ ها و تمدن های دیرپاست.

 

در فصل دوم که اصل این کتاب است نیز با «ابن سکیت دورقی اهوازی» آشنا می شویم. ولادت، خاندان، تحصیلات، استادان، شاگردان، اشعار و کتابشناسی این ادیب و شاعر بزرگ، محتویات این فصل را تشکیل می دهند.

 

در ضمیمه این کتاب ــ با عنوان "اطلالة علي حياة ابن السكيت الدورقي الأهوازي" ــ نیز شرح حال این شهید ولایت در 50 صفحه ذکر شده است.

 

کتاب "ابن سکیت دورقی اهوازی؛ شهید ولایت"در 208 صفحه و شمارگان 1500 نسخه در قطع رقعی منتشر شده و با قیمت 6000 تومان روانه بازار شده است.

 

برای دیدن اطلاعات بیشتر و نیز دانلود نسخه الکترونیک این کتاب به کتابخانه دیجیتال مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) اینجا را کلیک کنید.

 

[12  >>  

مجمع جهانی اهل‌بیت (ع)

مجمع جهانی اهل‎بیت(علیهم‎السلام)، به عنوان یک تشکل جهانی و غیردولتی، از طرف گروهی از نخبگان جهان اسلام تشکیل شده است. اهل‎بیت(علیهم‎السلام) به این دلیل بعنوان محور فعالیت انتخاب شده‎اند که در معارف اسلامی در کنار قرآن، محوری مقدس را که مورد پذیرش عامه مسلمین باشد، تشکیل می‎دهند.
مجمع جهانی اهل‎بیت(علیهم‎السلام) دارای اساسنامه‎ای مشتمل بر هشت فصل و سی و سه ماده است.

  • ایران - تهران - بلوارکشاورز - نبش خیابان قدس - پلاک 246
  • 88950827 (0098-21)
  • 88950882 (0098-21)

تماس با ما

موضوع
ایمیل
متن نامه
3*4=? کد امنیتی